تعارض منافع یا تعدد منافع؟
جناب آقای احمد دنیامالی، مقام عالی وزارت ورزش و جوانان، شما بخشنامه «تعارض منافع» را ابلاغ فرمودید؛ بسیار خوب. اما اجازه دهید یک سؤال صریح و جدی را با شما در میان بگذاریم: تعارض منافع قرار است برای همه اجرا شود یا فقط برای بخشی از بدنه ورزش؟
کارمندی که بیش از ۳۰ سال سابقه، تجربه و تخصص در ورزش دارد، امروز به دلیل اجرای این سیاست باید در راهروهای وزارت ورزش بلاتکلیف بماند؛ اما هم زمان نیروهایی از دستگاههایی مانند وزارت نفت، شهرداری ها، آموزشوپرورش و برخی دستگاههای دیگر وارد ساختار ورزش میشوند!
اگر حضور نیرویی با چند دهه سابقه در ورزش، به دلیل موقعیت شغلی یا سابقه مدیریتی، مصداق تعارض منافع است، پس ورود نیروهایی که سالها خارج از ورزش فعالیت کردهاند به پستهای مدیریتی ورزش، چه تعریفی دارد؟ اگر این تعارض منافع نیست، پس دقیقاً تعارض منافع چیست؟
مگر در ورزش کشور کمبود نیروی متخصص و باتجربه داریم که سرمایه انسانی خودِ ورزش کنار گذاشته شود و برای اداره ورزش، نیرو از دستگاههای دیگر وارد کنیم؟
آقای دنیامالی؛ شما درد ورزشیها را بهتر از خیلیهای دیگر میدانید شما خودتان ورزشی هستید و سالها در این عرصه حضور داشتهاید. بنابراین بهتر از هر کسی درد ورزشکار، مربی، داور و کارمند ورزشی را میشناسید. میدانید وضعیت حقوق و دریافتی بخش قابل توجهی از این قشر باحیا و آبرودار چگونه است. میدانید بسیاری از همین نیروها با چه سختیهایی زندگی میکنند و شاید به دلیل حفظ آبرو، مشکلات مالی خود را حتی بیان هم نکنند. شما بهتر از هر کسی در جریان وضعیت نیروی انسانی زیرمجموعه ورزش هستید و میدانید برخی از این نیروها چه مدت است که در انتظار دریافت حقوق و مطالبات خود هستند. این افراد سالها در ورزش ماندهاند؛ تجربه اندوختهاند، تخصص پیدا کردهاند و در سختترین شرایط کنار ورزش کشور بودهاند. آیا انصاف است چنین نیرویی پس از چند دهه خدمت، در وزارتخانه خودش بلاتکلیف بماند، اما در همان زمان نیروهایی از دستگاههای دیگر وارد مدیریت ورزش شوند؟
از سکوی ورزش تا دستگاههای دیگر!
مسئله زمانی قابل تأملتر میشود که بعضی افراد پس از یک دوره کوتاه مدیریتی، مثلاً دو یا سه سال، از فضای ورزش خارج میشوند و به دستگاهها و وزارتخانههای دیگر منتقل میشوند؛ یا از سکوی ورزش به جایگاههای مدیریتی در مجموعههایی با امکانات و شرایط متفاوت میروند. این سؤال ساده اما مهم است: معیار این جابهجاییها چیست؟
اگر سابقه ورزشی برای مدیریت ورزش اهمیت دارد، چرا نیروهای متخصص و باسابقه خود ورزش کنار گذاشته میشوند؟ و اگر قرار است معیار، تخصص و شایستگی باشد، چرا این معیار برای همه به یک شکل اعمال نمیشود؟
و اما کمیته ملی المپیک…
موضوع فقط وزارت ورزش نیست. یکی از مدیران فعلی کمیته ملی المپیک، پیشتر ریاست یک فدراسیون ورزشی را بر عهده داشته است. امروز نیز حمایت علنی ایشان از همان رشته ورزشی در فضای مجازی قابل مشاهده است و حضور ایشان در کنار ورزشکاران همان رشته نیز دیده میشود. البته علاقه به یک رشته و حمایت از ورزشکاران آن، به خودی خود ایرادی ندارد؛ اما وقتی سابقه ریاست یک فدراسیون، مسئولیت مدیریتی فعلی، ارتباط مستمر با همان رشته و امکان اثرگذاری مدیریتی همزمان وجود دارد، آیا بررسی موضوع از منظر تعارض منافع نباید یک امر طبیعی و ضروری باشد؟
اگر ایشان همچنان چنین ارتباط و تخصصی با آن رشته دارند، چرا از این تجربه در همان فدراسیون استفاده نشود؟
تعارض منافع یا تعدد منافع؟
بحث ما اصلا شخص نیست؛ بحث قاعده و معیار است.
اگر تعارض منافع قرار است مبنای تصمیمگیری باشد، باید برای همه یکسان اجرا شود؛ برای کارمند باسابقه وزارت ورزش، مدیر فدراسیون، فرد مأمور یا منتقلشده از دستگاه دیگر و هر مدیری که هم زمان در چند حوزه ورزشی و غیرورزشی دارای سابقه و ارتباط مدیریتی است.
قانون نباید برای یک نفر دیوار باشد و برای دیگری درِ ورود. بدنه ورزش از شما انتظار دارد اگر قرار است تعارض منافع اجرا شود، این موضوع شفاف، یکسان و بدون تبعیض اجرا شود.
آقای دنیامالی؛
شما از جنس ورزش هستید و درد این خانواده را میدانید. پس انتظار میرود قبل از آنکه نیرویی با چند دهه سابقه در ورزش را از مجموعه خودش دور کنیم، به این سؤال پاسخ دهیم که آیا واقعاً مشکل از «تعارض منافع» است یا اینکه داریم سرمایه انسانی خود ورزش را از ورزش دور میکنیم؟