جام عجیب و غریبی در پیش داریم!
در ارتباط با موضوع جام جهانی ۲۰۲۶ و حضور تیم ملی فوتبال ایران در آن رقابت ها باید از چند منظر به موضوع نگاه و به حواشی و مسائل سیاسی، اجتماعی و مسائل دیگر آن توجه شود. مسائلی که خارج از زمین فوتبال اتفاق میافتد و موضوع دیگر هم بحث فنی مربوط به تیم ملی است. در بخش حواشی من فکر میکنم که میزبانی آمریکا برای تعدادی از تیمهای جام جهانی، جام عجیب و غریبی خواهد بود که در ادوار مختلف این جام دارد برگزار میشود. آن هم به لحاظ موضعگیریهای رئیس جمهور شیرین عقل و متوهم آمریکا است. که با موضعگیریها، پیامها و حرفهای ضدونقیضی که می زند، جام جهانی را با مشکل روبرو میسازد. کارهایی که با پروتکلهای فیفا نیز تناقض و تعارض بسیار داشته و موجی از اعتراضات و مسائل و مشکلات را برای تیمهایی که بخواهند در آمریکا بازی کنند، ایجاد کرده است. پیش از این رئیس جمهور آمریکا در اظهار نظری گفته بود که امنیت تیم ملی فوتبال ایران در اینجا با مشکل روبرو خواهد شد و یا موضوع قرنطینه شدن برخی از تیمها و یا موضوع گرانی بلیط بازیها و … که مشکلات بسیاری را برای برخی از تیمهای جام جهانی به وجود آورده است که متاسفانه فیفا هم در این ارتباط مقهور و تقریباً تسلیم سیاستهای جاه طلبانه رئیس جمهور آمریکا و تیم او شده است و چنین به نظر میرسد که فیفا قادر نیست که حتی پروتکلهای مصوب خودش را که در ادوار مختلف جام جهانی رعایت شده را در آنجا به لحاظ دخالتهایی که رئیس جمهور آمریکا دارد، عملیاتی سازد. باید پذیرفت که رئیس فیفا مسابقات جام جهانی را این بار به یک بنگاه اقتصادی و محلی برای درآمدزایی بیشتر و سود زیادتر تبدیل کرده است و نمونهاش هم زیاد کردن تعداد تیمها به ۴۸ تیم و در سالهای آتی به ۶۴ تیم است. که این نشان می دهد بحث درآمدزایی در این جام جهانی بر همه جنبههای دیگر آن ارجعیت پیدا کرده است.
مسابقات جام جهانی ابعاد مختلفی به غیر از حضور تیمها و هنرنمایی بازیکنان در ارائه تکنیکها و تاکتیکهای ناب و ایجاد شادی و نشاط در طرفداران فوتبال، تحت تاثیر یک سری مسائل غیر ورزشی و حواشی قرار می گیرد. مسائلی که به روح ورزش و عظمت فوتبال لطمه وارد میآورد و این از آن دست عجایبی است که در ابتدا به آن اشاره داشتم. باید بپذیریم مشکلاتی برای تیم بروز خواهد کرد. تدبیر، تبیین و روشنگری اتفاقاتی که ممکن است برای تیم ملی فوتبال ما در سه دیداری که باید در آمریکا برگزار کنند موضوع بسیار مهمی است و نیاز به یک تیم قوی رسانهای و مدیریتی برای مقابله با این اتفاقات احساس می شود. تیمی که بتواند پیشبینیهای لازم را به لحاظ ایجاد چالشهایی که ممکن است در زمان برگزاری مسابقات تیم ملی، اتفاق بیفتد را داشته باشد.
جهت دادن به تماشاگرانی که در ورزشگاه برای تماشای بازیهای تیم ملی فوتبال ایران حضور پیدا میکنند، می بایستی جهت گیری آنها به سوی حس وطن پرستی و حمایت خالصانه و بدون جهتگیریهای سیاسی باشد، که این مسئله و مدیریت کردن آن بسیار مهم است و باید گروه هایی از چند نهاد به ویژه رسانه تدبیر کرده و بتوانند فضا را به گونهای آماده سازند تا بازیکنان به لحاظ روحی و روانی در هنگام مسابقه تحت فشار برخی از اتفاقاتی که امکان رخ دادن آنها هست قرار نگرفته و بتوانند خود واقعیشان را بروز دهند. هرچند که پیشبینی چالشهایی هم در این ارتباط میشود. چرا که خود دولت آمریکا هم تمایل دارد که اتفاقاتی از این دست برای بازیکنان ما به هنگام مسابقه پیش بیاید.
انتقال کمپ تیم ملی به مکزیک رویکرد خوبی بود که بخشی از مشکلات و استرسهایی را که ممکن بود به بازیکنان تیم ملی وارد شود را کم میکند. و تیم میتواند در زمانی که مسابقه ندارد و در کمپ حاضر است، جهت تمرین، استراحت و ریکاوری تحت فشارهای جانبی قرار نگیرد. در این ارتباط دفتر حافظ منافع ما و یک تیم رسانهای قوی باید بر روی افکار عمومی ایرانی هایی که آنجا هستند متمرکز و بر روی موضوع وطن پرستی و ایران دوستی و علاقهمندی به تیم ملی، آن هم بدون توجه به رویکردهای سیاسی که دارند و ممکن است چالشی را ایجاد کنند کار شود که آن هم تعیین کننده است. آن تیم رسانه که من به آن اشاره دارم باید به لحاظ مصاحبه و ارتباط برقرار کردن بازیکنان و کادر فنی تیم ملی با دیگران بسیار پخته و دقیق عمل کند. چرا که ممکن است همان حرف ها به سوژه تبدیل و مشکل ساز شوند، زیرا تعدادی از مطبوعات و رسانههای دنیا حامی ما نبوده و میتوانند از کوچکترین مطلب بزرگترین چالش را برای تیم ما درست کنند. لذا باید این موضوع هم مورد توجه جدی قرار گیرد. کادر فنی، کادر سرپرستی و خصوصاً بازیکنان در اظهار نظرات خود که در میکسذون صورت می پذیرد، باید حواس شان باشد که بحث را به جایی نکشند که برای تیم ایجاد چالش کرده و آرامشی را که از ضروریات است را از تیم ملی بگیرد. و این هم یکی دیگر از دغدغههای بزرگی است که خیلی وقتها با بیتوجهی تبدیل به یک مشکل، معضل و بحران بزرگ میشود و میطلبد که یک تیم مجرب، قوی و کارکشته بتواند این مسائل را پیش بینی و راهکارهای ممکن و مطلوب را برای آن ارائه دهد. تیمی که با یک برنامهریزی مناسب بتواند کاری کند که تیم ملی با خیالی آسوده و راحت در زمین بازی تواناییهای خودش را بروز دهد. باز هم تاکید میکنم که برای مقابله با مسائل احتمالی نیاز به تیمی متشکل از چند نهاد داریم. تیمی که در آن جامعه شناس، روانشناس، خبره ورزشی و خبره سیاسی باشد. تیمی که بنشینند و مطالب را صحیح تحلیل و حلاجی و با ارائه راهکارهای مطلوب از فرصت حضور در جام جهانی نهایت بهرهبرداری را بکند. البته در ایجاد چنین فضایی نقش خود تیم، سرپرستی و مدیریت آن هم خیلی مهم است. کاری که باید از اولویتهای فدراسیون باشد و بتواند تیم را خوب جمع و جور و مدیریت کرده و از ورود آن به حواشی جلوگیری کند. تا انشالله مشکل خاصی پیش نیاید.
مسئله دیگری که باید به آن اشاره داشت، مسئله صدور ویزا است که زیاد طول کشیده و حواشی بسیاری را هم به وجود آورده است که این موضوع در شرایطی که خیلی از تیمها وارد کمپ خود در آمریکا شدهاند، هنوز به عنوان یک ابهام بزرگ باقی مانده است که بی تاثیر در عملکرد تیم ما نخواهد بود و تاثیرات نامطلوبی را بر روی تیم ما خواهد گذاشت. در ادامه به لحاظ فنی هم باید اشاره داشته باشم که یکی چالشهای این بخش، دستیاران امیر قلعه نویی سرمربی تیم ملی هستند. دستیارانی که به دلیل تجربه و سابقه کم و رزومهای که لازمه نشستن بر روی نیمکت تیم ملی ایران باید باشد، وجاهت لازم را ندارد. هر چند که بازی کردن در تیم ملی و حضور در جام جهانی یک امتیاز مثبت و یک ویژگی به حساب میآید، اما قطعأ کافی نیستند! چرا که دستیاران باید توانایی این را داشته باشند که در مواقع حساس به سرمربی کمک کنند که متاسفانه این ویژگی بر روی نیمکت مربیان تیم ملی ایران دیده نمیشود. هرچند که آن مربی خارجی با تجربهای هم که با یک رزومه خوب در کنار تیم ملی بود، گویا از آن مجموعه جا شده است که این هم یکی از آن چالشهایی است که حتماً به هنگام بازیها تاثیرات منفی خودش را نشان خواهد داد.
بخش دوم نداشتن بازیهای تدارکاتی خوب است. موردی که در دورههای قبلی هم وجود داشت. در همان زمان هایی که در فدراسیون فوتبال مسئولیتی داشتم و می خواستیم در جام ملت های آسیای سال ۱۹۸۸ قطر شرکت کنیم، به دلیل اینکه فوتبال ما تعلیق و اجازه بازی در داخل را نداشتیم و به لحاظ مالی در خارج از کشور هم نمی توانستیم بازی کنیم، آخرین بازی خودمان را در برابر تیم بنیاد شهید انجام و بعد به مسابقات رفتیم و تازه در چند بازی اول بود که به ترکیب مطلوب خود هم رسیدیم.
در این مقطع زمانی و شرایط حاکم بر کشور به دلیل تجاوز ناجوانمردانه آمریکای جهانخوار و رژیم منحوس اسرائیل غاصب که همه موضوعات تحت تاثیر آن قرار گرفته و امکان برگزاری بازیهای تدارکاتی خوب وجود نداشت با حداقل بازیهای داریم در مسابقات حاضر می شویم.
بخش بعدی تعطیل شدن لیگ برتر فوتبال ایران می باشد که این موضوع قطعاً در آمادگی اعضای تیم منتخب که در لیگ داخلی بازی میکنند تاثیرگذار و اثرات منفی اش را خواهد داشت. هرچند که میدانیم یک لیگ فعال و پویا میتواند به بازیکنان برای اینکه عملکرد بهتری داشته باشند کمک کند که این موضوع باز هم برای تیم ما میسر نشد، چرا که به خاطر همان شرایط جنگی که پیش از این عنوان شد، امکان ادامه بازیهای لیگ فوتبال وجود نداشت، که این موضوع هم از آن دست چالشهایی است که بر روی عملکرد تیم ملی تاثیر خودش را خواهد گذاشت.
بحث دیگر، موضوع لژیونرهای فوتبال ما هستند. لژیونر هایی که اصلاً وضعیت مناسبی ندارند. لژیونرهایی که عملکردشان در تیمهایی که در آنها بازی میکنند، عملکرد مطلوبی نیست، ضمن اینکه در همان تیمها هم زیاد بازی به آنها نمی رسد که این هم از آن دسته چالشهایی است که تیم ملی فوتبال با آن روبروست.
موضوع بعدی میانگین سنی بالای بازیکنان تیم ملی است. در شرایطی که تمامی تیمهای خوب و مدعی دنیا امروز از بازیکنان جوان، آیندهدار و انرژیک در زمین و در ترکیب خود استفاده میکنند، باز ما با ضعف روبرو هستیم. متاسفانه در این تیم به برخی از بازیکنان که سن آنها بالا هست، اعتماد شده است. بازیکنانی که کمک چندانی نمی توانند به تیم ملی داشته باشند و ایکاش که با نگاهی دیگر به موضوع سن بازیکنان نگاه می شد، و جوانان در این موضوع اولویت می داشتند. آخر کسی که سه دوره در جام های جهانی بازی کرده است، دیگر چطور میخواهد انگیزه لازم را برای بازی کردن داشته باشد؟ در حالیکه حضور بازیکنان با انگیزه و جوان می توانست تیم را متحول کند.
با همه این احوال آرزو میکنیم که تیم ملی کشورمان که نماد ورزش و فوتبال ما است، در رقابت های جام جهانی ۲۰۲۶ موفق باشد.