اهمیت حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶؛ تهدیدها و فرصت ها ( ۱ )

چند نکته کلیدی و قابل توجه

سرانجام تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران با یک خداحافظی پرشکوه و معنادار از میدان انقلاب تهران به ترکیه عزیمت تا پس از برگزاری واپسین دوران آماده‌سازی و انجام بازی‌های درون تیمی و احیانأ بازیهای تدارکاتی با تیم‌های خارجی عازم مکزیک و آمریکا شده و در بازیهای مرحله گروهی جام جهانی شرکت نماید. در این راستا لازم است که به چند نکته توجه شود.
۱- عدم تصمیم گیری قاطع
عدم تصمیم گیری قاطع فدراسیون فوتبال در خصوص حضور در جام جهانی و اظهارات گاه و بیگاه مسئولان آن و بیان ۱۰ شرط برای فیفا و حضور مشروط در جام جهانی، نوعی سردرگمی را در بین علاقه‌مندان به فوتبال فراهم آورد. که این سردرگمی به طریقی به بازیکنان تیم ملی نیز منتقل شد. بازیکنانی که با هدفی مشخص به تمرین مشغول هستند. بازیکنانی که حضور و یا عدم حضورشان در جام جهانی برای خودشان هم جای سوال دارد. باید این واقعیت مهم را پذیرفت که این ذهن است که بدن را به حرکت وا می‌دارد. اگر بازیکنی به لحاظ بدنی و فنی بسیار آماده باشد، اما ذهن او تمرکز لازم را نداشته باشد هرگز موفق نخواهد بود. این سردرگمی ذهن در دوران آماده‌سازی بازیکنان تاثیر به سزایی خواهد داشت. چرا که نتیجه تمرین، با ذهن آرامش یافته به مراتب بیشتر از تمرین با ذهن سرگردان است. فدراسیون فوتبال از همان ابتدا باید اعلام می‌کرد که در هر شرایطی در جام جهانی حاضر خواهد بود، حتی اگر به نیمی از بازیکنان این تیم هم ویزای ورود به آمریکا داده نشود.
۲- اقامت در مکزیک
تصمیم انتخاب محل اقامت در مکزیک تصمیم خطیری بود. هرچند که گفته می شود که این تصمیم با نظر وزارت امور خارجه اتخاذ شده است. اما باید بپذیریم که صدور ویزای چند باره یا «مالتی پل» از سوی آمریکا برای بازیکنان امری عادی نیست. چرا که اگر ویزای چندباره صادر شود، بازیکنان مجبورند که در مکزیک به سفارت آمریکا مراجعه کنند. به علاوه اگر برای بازیکنان ویزای مالتی پل هم صادر شود، آنها به جای یک بار عبور از گمرک و گیت پلیس مهاجرت مکزیک و آمریکا، سه بار باید این کار را انجام دهند که این مسئله زمینه خستگی بازیکنان را فراهم می‌آورد. ضمن اینکه ممکن است در هر بار ورود بازیکنان را با مسائل غیر مترقبه ای هم روبرو سازد.
۳- ذهنیت بازیکنان
از مهمترین مسائلی که یک تیم ورزشی می تواند با آن روبرو باشد، آمادگی ذهنی آنها است. انکار نمی‌توان کرد که مسائل جاری کشور، ارتباط بازیکنان با فضای مجازی که متاسفانه بسیار زیاد هم هست، ناآرامی‌های داخلی و سپس مسائل جنگ و تبلیغات زهرآگین برون مرزی، علاوه بر آنچه در بند یک مطلب فوق بدان اشاره داشتم، ذهن بازیکنان را درگیر نموده است. به نظر می‌رسد فدراسیون فوتبال در این رابطه نتوانسته و نمی‌تواند با بازیکنان دیالوگ مثبت و ارتقا دهنده برقرار کند. افرادی که در کنار تیم دیده می‌شوند، علیرغم همه محسنانی که از آن برخورد هستند، هیچ کدام از توان علمی، سیاسی، اجتماعی، جامعه شناختی و بیان سریع و دلپذیر برخوردار نیستند و اگر هم کاری انجام شده، در حد یک نطق و خطابه و احساسی بوده که نمی تواند تاثیرگذاری لازم را داشته باشد.
فلذا می‌توان عدم آمادگی ذهنی مناسب بازیکنان را از دغدغه‌های اصلی تیم دانست هر چند که فاصله گرفتن اکثریت بازیکنان با مسابقات باشگاهی هم به این امر کمک می‌کند. ۴- سیستم و ترکیب تیم

به نظر می‌رسد، امیر قلعه نویی که علاقمند به سیستم ۲-۵-۳ است، تحت تاثیر کسانی که او را به دفاعی و سنتی بودن و مدرن نبودن متهم می‌کنند. سیستمی شبیه ۲-۴-۴ و یا ۱-۱-۴-۴ را برگزیده است. حقیقت آن است که سیستم ۲-۵-۳ ذاتأ به هیچ عنوان دفاعی نیست و به نوع بازیکنان و تفکر مربیان بستگی دارد. ذهنیت بازیکنان سیستم ۲-۵-۳ را بهتر تحلیل می‌کند و برعکس برای بازیکنان خصوصاً خط دفاعی پیدا کردن روابط دفاعی و جابجایی ها به ویژه در فوتبال مدرن مبهم است و این امر خسارت زیادی به خط دفاع وارد می‌کند. از سویی کمبودهایی هم در نزد مدافعان کنونی تیم ملی دیده می‌شود، که به سادگی نمی‌توان آن را برطرف کرد. اما حداقل وجود سه دفاع، متشکل از یک دفاع آخر باعث می شود تا هم پشت مدافعان کناری که به جلو می‌روند، خالی نباشد و هم پوشش لایه ای دفاع، بهتر می‌تواند حفظ گردد. در انتخاب بازیکنان برای پست‌های دیگر هم چنین امری دیده می‌شود. بازیکنی مانند امید نورافکن که با غنای فنی و قدرت دوندگی و شوت زنی می‌توانست در نقش یک هافبک بازیساز تهاجمی ظاهر شود، سال‌هاست که اسیر سلیقه‌های مربیان، در پست‌های مختلف مانند دفاع وسط، وینگر چپ و هافبک میانی سرگردان است و به همین دلیل هم شاید در حال حاضر نمی تواند از خلاقیت‌ها و خصوصیت‌های بارز خود استفاده کامل را ببرد. و به همین دلیل هم هست که در حال حاضر پست جا افتاده‌ای برای او متصور نیست. در حالی که اگر به صورت ثابت از او در پست وینگر چپ استفاده شود، می‌توانیم وینگری مانند علیرضا نیکبخت واحدی آماده را در این پست داشته باشیم. البته در خصوص برخی از بازیکنان دیگر مانند علی نعمتی هم این مشکل دیده می‌شود.
نهایت اینکه سرگردانی ذهنی سرمربی در انتخاب سیستم بازی، شاید این امر را تشدید کند. از سویی میزان آمادگی بدنی بازیکنان هم مشخص نیست که در چه سطحی قرار دارد. چرا که نه در طول فصل و نه در اردوها، آزمون آمادگی جسمانی که لازم است به صورت مکرر انجام شود، صورت نگرفته است. هرچند که ممکن است این ادعا مورد تکذیب قرار گیرد و شاید هم به همین دلیل است که بازیکن ناآماده و نیمکت نشینی مانند علیرضا جهانبخش انتخاب می‌شود. هرچند که ممکن است گفته شود تجربه و توان ارتباطی او می‌تواند در مثبت‌تر شدن اردوی تیم ملی موثر باشد. بی‌گمان ادب، رفتار، گفتار و عملکرد کادر فدراسیون، مربیان و بازیکنان در آمریکا از دید رسانه‌ها بسیار مهم خواهد بود و شایسته است همکاران در این امر، کاملاً مفید و دقیق باشند. همچنین تماس‌های سازمان یافته کادر فدراسیون و وزارت امور خارجه با ایرانیان مقیم آمریکا و مقامات محلی نیز بسیار مهم است و نباید از کنار آنها به سادگی گذشت.
کادر فدراسیون، مربیان، بازیکنان و … باید بدانند که نماینده ملتی هستند که پابرجا در مقابل تجاوز وحشیانه آمریکا و صهیونیست های ظالم و کودک کش و ستمگران دنیاطلب، ایستادگی کرده و مردانه از میهن، استقلال و پرچم شان دفاع می‌کنند.

https://vvarzesh.ir/?p=18053

دیدگاه خود را بنویسید