جایی که فوتبال و داوری ایران همزمان قضاوت میشوند!
جام جهانی ۲۰۲۶ برای فوتبال ایران فقط آوردگاه تیم ملی نیست. این تورنمنت صحنهای است که در آن کل منظومه فوتبال ایران از مدیریت و زیرساخت تا داوری و فرهنگ حرفهای در برابر استانداردهای سختگیرانه فوتبال جهان ارزیابی خواهد شد. در این میان شاید هیچ نشانهای به اندازه غیبت داوران ایرانی در فهرست منتخب فیفا نتواند فاصله امروز فوتبال ایران با استانداردهای نوین جهان را آشکار نماید. سالها فوتبال ایران به استعدادهای فردی خود افتخار کرده است به بازیکنانش. به شور هوادارانش. و حتی به داورانی که زمانی در آسیا اعتبار قابل توجهی داشتند. اما فوتبال مدرن دیگر فقط در پایه استعداد قضاوت نمیشود. امروز جهان فوتبال، کشورها را بر اساس ساختار ارزیابی میکند. بر اساس میزان ثبات، آرامش، برنامهریزی و حرفهایگری. در چنین فضایی، نبود داور ایرانی در جام جهانی ۲۰۲۶ صرفاً غیبت چند قضاوت در بزرگترین ویترین فوتبال دنیا نیست؛ این اتفاق یک پیام روشن دارد: فوتبال ایران هنوز نتوانسته است خود را با چشم اندازی که فیفا برای آینده فوتبال ترسیم کرده، هماهنگ کند.
فیفا امروز به دنبال داورانی است که محصول لیگ های با ثبات، فضای حرفهای و مدیریت آرام باشند. داورانی که در محیطی دور از آشفتگی رشد کرده اند و توان مدیریت فشار، فناوری VAR و فضای روانی مسابقات بزرگ را دارند. پرسش مهم اینجاست: آیا فوتبال ایران چنین بستری را برای داوران فراهم آورده است؟ واقعیت تلخ آن است که داوری ایران، سالهاست پیش از آنکه در مسیر توسعه باشد، درگیر فرسایش شده است. هجمههای مداوم، فشار باشگاهها، بیاعتمادی عمومی، حملات رسانهای و نبود حمایت قاطع مدیریتی، فضایی ساخته که در آن، داور ایرانی بیشتر برای بقا تلاش میکند تا پیشرفت. طبیعی است که محصول چنین فضایی، فاصله گرفتن تدریجی از استانداردهای جهانی باشد. اما مسئله فقط داوری نیست. همین تصویر را میتوان در وضعیت کلی فوتبال ایران نیز مشاهده کرد. تیم ملی ایران شاید یکی از بهترین نسل های خود را در اختیار داشته باشد و شاید فرمت جدید جام جهانی، بهترین فرصت تاریخ را برای صعود فراهم کرده باشد؛ اما سوال اصلی همچنان پابرجاست: آیا فوتبال ایران فقط صاحب استعداد است یا صاحب ساختار هم شده است؟
امروز تفاوت اصلی میان ایران و کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی در کیفیت فردی بازیکنان نیست؛ تفاوت در نوع نگاه به فوتبال است. آنها فوتبال را به یک پروژه ملی مبتنی بر نظم و توسعه تبدیل کردهاند، در حالی که فوتبال ایران هنوز درگیر مدیریت مقطعی،
تصمیمات احساسی و حاشیهای بی پایان است.
جام جهانی ۲۰۲۶ دقیقاً از همین جهت، یک هشدار بزرگ برای فوتبال ایران محسوب میشود. اگر امروز نشانه های فاصله گرفتن از استانداردهای جهانی در بخش داوری دیده می شود، فردا همین فاصله میتواند در نتایج تیم ملی نیز نمایان تر شود. فوتبال جهان دیگر منتظر نامها و سابقهها نمیماند. فقط ساختارهای حرفهای را به رسمیت میشناسد.
شاید مهمترین پرسش پیش روی فوتبال ایران در آستانه جام جهانی همین باشد؛
آیا هنوز در نظر داریم با تکیه بر استعدادهای پراکنده در سطح جهان حضور داشته باشیم یا زمان آن رسیده که فوتبال ایران واقعاً وارد عصر حرفهایگری شود.
غیبت داوران ایرانی در جام جهانی شاید تلخ باشد؛ اما تلخ تر از آن نادیده گرفتن پیامی است که این غیبت را با که این غیبت با خود به همراه آورده است.