گویا قرار است تا جام ملت ها بماند!

فدراسیون و قلعه نویی در پایان خط!

در حال حاضر در فوتبال ملی ایران آش همان آش و کاسه همان کاسه است!
اگرچه تب‌وتاب جام جهانی ۲۰۲۶ فروکش کرده و احساسات جای خود را تا حدودی به منطق داده است، بد نیست یک بار دیگر عملکرد تیم ملی فوتبال را مرور کنیم؛ تیمی که نتیجه‌ای ضعیف گرفت، اما ظاهراً هنوز همه در مجموعه فوتبال حاضر نیستند این واقعیت را بپذیرند.

شنیده می‌شود در فدراسیون فوتبال، رئیس و اعضای هیئت‌رئیسه آن، درباره ادامه همکاری با امیر قلعه‌نویی تردیدهای جدی دارند و حتی برخی معتقدند ادامه این مسیر نمی‌تواند برای فوتبال ملی ثمربخش باشد. با این حال، گفته می‌شود توصیه‌هایی خارج از ساختار فوتبال و ورزش برای ادامه حضور قلعه‌نویی در جام ملت‌های آسیا مطرح شده است. اینکه این توصیه از کجا آمده و چه کسی پشت آن است، ما نمی‌دانیم؛ اما اگر چنین فشاری وجود داشته باشد، یک سؤال جدی مطرح می‌شود: پس نقش فدراسیون فوتبال و هیئت‌رئیسه آن در تصمیم‌گیری درباره مهم‌ترین تیم ملی کشور چیست؟
قلعه‌نویی در جام جهانی نتیجه‌ای نگرفت که بتواند از آن به عنوان یک موفقیت یاد کرد. اما بعد از مسابقات، به جای بررسی کارشناسی و پذیرش ضعف‌ها، مجموعه‌ای از توجیهات مطرح شد؛ از اینکه تیم ملی شکست نخورده تا اینکه اگر فلان توپ چند سانتی‌متر این‌طرف تر و آن ‌طرف تر می‌رفت، ایران می‌توانست شگفتی‌ساز جام جهانی باشد!
این نوع نگاه، فوتبال ما را به جایی نمی‌رساند.
چهار سال پیش، در جام ملت‌های آسیا، فرصت بزرگی مقابل تیم ملی قرار گرفت و قطر را هم نتوانستیم شکست بدهیم. امروز اما رقبای ما بیکار ننشسته‌اند. آنها پیشرفت کرده‌اند، نسل‌های جدید ساخته‌اند و با برنامه جلو آمده‌اند. ما چه کرده‌ایم؟ تقریباً همان تیم، همان تفکر و همان ساختار را حفظ کرده‌ایم.
از دروازه تا خط حمله، تغییرات اساسی چندانی نمی‌بینیم. سؤال اینجاست که چرا باید در آستانه یک تورنمنت مهم آسیایی، باز هم به همان ترکیب و همان تفکر گذشته اصرار کنیم؟
جالب‌تر اینکه در هفته‌های ابتدایی لیگ برتر، بار دیگر ثابت شد که فوتبال ایران از استعداد خالی نیست. از تراکتور گرفته تا سپاهان، پرسپولیس، استقلال، نساجی و دیگر تیم‌ها، جوانانی به میدان آمده‌اند که می‌توانند آینده فوتبال ملی باشند. پس این ادعا که «جوان نداریم» چندان قابل قبول نیست. مسئله، نداشتن جوان نیست؛ بلکه جرأت استفاده از جوانان است.
اگر قرار باشد در جام ملت‌ها نیز همان ترکیب جام جهانی را با چند تغییر جزئی ببینیم و بازیکنان جوان صرفاً برای پر کردن فهرست به تیم ملی دعوت شوند، طبیعی است که اتفاق تازه‌ای رخ نخواهد داد. آن وقت دوباره ممکن است یک مسابقه را با یک گل اتفاقی ببریم، در مسابقه‌ای دیگر گل نزنیم و در نهایت در یک‌ چهارم یا نیمه‌نهایی متوقف شویم و برگردیم؛ بعد هم دوباره بشنویم که «هفت پلان داشتیم»، «هشت پلان داشتیم» و مردم هنوز متوجه برنامه‌های تاکتیکی تیم ملی نشده‌اند!
در حالی که گاهی یک گل ساده و زیبا از یک بازیکن جوان در لیگ برتر، از تمام این حرف‌ها گویاتر است؛ نمونه‌اش گل شهرآبادی، بازیکن جوان پرسپولیس، که در همان هفته‌های ابتدایی لیگ نشان داد فوتبال ایران همچنان استعدادهای تازه‌ای برای ارائه دارد.
مشکل فوتبال ما این نیست که بازیکن نداریم؛ مشکل این است که برای کشف و پرورش نسل بعدی، شجاعت تصمیم‌گیری نداریم.
در مورد مهدی طارمی نیز سال‌هاست درباره پیشنهادهای اروپایی و علاقه باشگاه‌های بزرگ به او صحبت می‌شود. در نهایت مسیر حرفه‌ای هر بازیکن انتخاب خودش است، اما فوتبال ملی نباید به نام چند ستاره و حفظ چند چهره، از ساختن آینده غافل شود.
قلعه‌نویی اگر قرار است در تیم ملی بماند، باید بر اساس یک گزارش فنی روشن، برنامه مشخص و ارزیابی کارشناسی بماند؛ نه بر اساس فشار یا توصیه‌ای که خارج از فوتبال مطرح شده باشد.
اگر فدراسیون فوتبال واقعاً به این جمع‌بندی رسیده که تغییر سرمربی به نفع تیم ملی است، باید اختیار تصمیم‌گیری داشته باشد. اگر هم معتقد است قلعه‌نویی بهترین گزینه است، باید شفاف و با ارائه برنامه فنی از این انتخاب دفاع کند. اما اگر قرار باشد فدراسیون و هیئت‌رئیسه یک چیز بخواهند و جایی خارج از فوتبال چیز دیگری را تحمیل کند، این دیگر مسئله امیر قلعه‌نویی نیست؛ مسئله استقلال فوتبال در تصمیم‌گیری درباره تیم ملی است.
فوتبال ایران به مربی‌ نیاز دارد که برای امروز و فردا برنامه داشته باشد؛ مربی‌ که از جوانگرایی نترسد، نسل جدید را وارد تیم ملی کند و برای جام جهانی بعدی از همین امروز برنامه‌ریزی کند.
وگرنه اگر قرار باشد همان بازیکنان، همان تفکر، همان تاکتیک‌ها و همان توجیهات دوباره تکرار شود، نتیجه هم چندان دشوار نیست که پیش‌بینی شود:
متاسفانه آش همان آش است و کاسه همان کاسه!

https://vvarzesh.ir/?p=19700

دیدگاه خود را بنویسید