دوگانگی در استفاده مربیان مرد برای بانوان!

مفید و غیر شرعی؟!

سال‌هاست که در ورزش ایران، حضور آقایان به‌عنوان مدرس یا مربی در کلاس‌ها و اردوهای بانوان با محدودیت‌های مشخصی همراه است. در موارد معدودی نیز اگر به دلیل نبودِ مدرس متخصص، از یک مربی مرد استفاده شده، این حضور با هماهنگی نهادهای مسئول و تحت نظارت نمایندگان وزارت ورزش و حراست، آن هم صرفاً برای برگزاری کلاس آموزشی و در مدت زمانی محدود انجام گرفته است. اما اتفاقی که این روزها در تیم ملی کبدی بانوان رخ داده، پرسش‌های تازه‌ای را به وجود آورده است. بر اساس آنچه مشاهده می‌شود، یک مربی مرد به‌عنوان مدیر فنی تیم ملی بانوان از ابتدای اردوها به‌صورت مستمر در کنار تیم حضور دارد. البته گفته می‌شود همسر وی نیز که از مربیان بانوان است، در اردو حضور دارد، اما اصل موضوع همچنان پابرجاست؛ آیا این حضور مستمر با ضوابط و مقررات وزارت ورزش و جوانان مطابقت دارد یا برای این مورد استثنایی در نظر گرفته شده است؟

بحث بر سر شخصیت یا سوابق این مدیر فنی نیست. تردیدی وجود ندارد که وی از مربیان باسابقه و شناخته‌شده کبدی کشور است. مسئله، اجرای یکسان قانون و جلوگیری از شکل‌گیری برداشت‌های دوگانه است.
تیم ملی بانوان این روزها در آستانه انتخاب نفرات نهایی برای بازی‌های آسیایی ناگویا قرار دارد. طبیعی است که هرچه زمان اعلام فهرست نهایی نزدیک‌تر شود، رقابت میان بازیکنان نیز فشرده‌تر و حساس‌تر خواهد شد. در چنین فضایی، شفافیت در همه ابعاد، از جمله ساختار فنی و مدیریتی، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند؛ زیرا هرگونه ابهام می‌تواند زمینه‌ساز سوءبرداشت یا ایجاد شائبه شود، حتی اگر در عمل هیچ تخلفی رخ نداده باشد.
اگر حضور مستمر یک مربی مرد در کنار تیم ملی بانوان از نظر قانونی مجاز است، بهتر است این موضوع به‌صورت شفاف اعلام شود تا تکلیف همه رشته‌های ورزشی نیز روشن باشد. در این صورت، سایر فدراسیون‌ها هم می‌توانند از ظرفیت مربیان مرد در تیم‌های بانوان استفاده کنند. اما اگر چنین حضوری با ضوابط موجود همخوانی ندارد، انتظار می‌رود قانون درباره همه یکسان اجرا شود و هیچ استثنایی بدون توضیح و مستندات قانونی شکل نگیرد.
نمونه‌های گذشته نشان داده است که حساسیت نسبت به این موضوع کم نبوده است. هنوز بسیاری از اهالی ورزش، حواشی مسابقات قهرمانی آسیا در گرگان و پیامدهایی را که برای مدیریت وقت فدراسیون ایجاد شد، به خاطر دارند. بنابراین، این پرسش مطرح است که چرا امروز همان حساسیت‌ها درباره شرایط مشابه دیده نمی‌شود؟
سخن آخر این است که مطالبه اصلی، نه مخالفت با یک فرد و نه زیر سؤال بردن توانایی‌های فنی اوست؛ مطالبه، اجرای عادلانه و بدون تبعیض قانون است. یا باید ضوابط به‌صورت شفاف اصلاح و برای همه فدراسیون‌ها یکسان اجرا شود، یا اگر محدودیت‌ها همچنان برقرار است، هیچ رشته‌ای نباید از آن مستثنا باشد. عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که قانون برای همه، بدون استثنا، یکسان اجرا شود.

https://vvarzesh.ir/?p=19522

دیدگاه خود را بنویسید