نقد دلسوزانه در مسیر سربلندی ورزش ایران
پیرو صحبت های آقای علی افتخاری، و در پاسخ به مطالب آقای عبداله چمنکلی درباره ضرورت وحدت، همدلی و همافزایی در جامعه ورزش، لازم میدانم چند نکته ای را از سر دلسوزی و دغدغهمندی مطرح نمایم.
بدون تردید، در ضرورت وحدت و همدلی هیچ اختلاف نظری وجود ندارد. امروز همه باید برای موفقیت ورزشکاران و سربلندی ورزش ایران تلاش کنیم و اجازه ندهیم حاشیهها تمرکز قهرمانان و مربیان را تحت تأثیر قرار دهد. اما پرسش اینجاست که آیا وحدت به معنای کنار گذاشتن نقد و پرسش درباره عملکردهاست؟
آقای چمنکلی، آیا شما از تعداد دقیق ورزشکاران، همراهان و مسئولانی که در اعزامهای اخیر حضور داشتهاند و همچنین عناوین و سمتهای شغلی آنان اطلاع دارید؟ آیا تعداد افراد اعزام شده، مدت اقامت و هزینههای انجامشده با مأموریت و اهداف هر سفر تناسب داشته است؟ در سفر قرقیزستان، ناگویا و همچنین بازیهای کشورهای اسلامی در ریاض، این پرسشها قابل طرح است. تعداد همراهان چه میزان بوده، هر فرد با چه عنوان و مأموریتی اعزام شده، هزینه اقامت و سفر چقدر بوده و در نهایت چه دستاورد مشخصی از این هزینهها حاصل شده است؟
اینها پرسشهایی است که طرح آنها نه تخریب مدیران است و نه مخالفت با اصل اعزامها. اگر اعزام فردی ضروری بوده، مأموریت او مشخص است و هزینهها نیز در چارچوب ضوابط انجام شده، شفافسازی میتواند بهترین پاسخ باشد. اما اگر در این میان قصور یا تخلفی صورت گرفته باشد، طبیعتاً باید بررسی شود و مسئول مربوطه نیز پاسخگو باشد. در خصوص ناگویا نیز موضوع محل اقامت و زمان حضور برخی همراهان قابل تأمل است. اگر همانگونه که مطرح شده، برخی افراد در هتلهای لوکس اقامت داشتهاند، در حالی که دهکده بازیها معمولاً حدود یک هفته پیش از آغاز رقابتها برای پذیرش کاروانها آماده میشود، این سؤال منطقی است که حضور زودهنگام برخی افراد و انتخاب محل اقامت چه ضرورتی داشته و آیا امکان مدیریت این هزینهها با برنامهریزی مناسبتر وجود نداشته است؟ در مورد ریاض نیز همین نگاه میتواند وجود داشته باشد. اکنون که این رویداد پشت سر گذاشته شده، بهترین زمان برای یک ارزیابی واقعی است: چه تعداد نفر اعزام شدند؟ چه مأموریتهایی داشتند؟ چه هزینهای صورت گرفت و خروجی این حضور برای ورزش کشور چه بود؟
موضوع فقط اعزامها نیست. درباره نحوه هزینهکرد منابع در فوتبال نیز میتوان همین پرسش را مطرح کرد. فوتبال بدون تردید جایگاه مهمی در ورزش کشور دارد و موفقیت آن برای همه ارزشمند است؛ اما منابع ورزش کشور محدود است و باید روشن باشد که تخصیص این منابع بر چه مبنایی انجام میشود و آیا در کنار فوتبال، رشتههای مدالآور و ورزشکاران سایر رشتهها نیز به اندازه نیاز از امکانات و حمایت برخوردار میشوند یا خیر.
بنابراین، اگر قرار است از همدلی و وحدت سخن بگوئیم، بهتر است همدلی را در کنار شفافیت و پاسخگویی تعریف کنیم، نه در برابر آن.
آقای چمنکلی، به باور ما سخنان آقای افتخاری را نباید صرفاً به عنوان یک انتقاد در مقطع نامناسب تلقی کرد. ایشان از منظر یک پیشکسوت و فرد باتجربه، دغدغههایی را مطرح کردهاند که میتواند مورد بررسی قرار گیرد. ممکن است درباره بخشی از این نقدها پاسخ یا توضیحی وجود داشته باشد؛ اما راه پاسخ به نقد، دعوت به سکوت نیست، بلکه ارائه توضیح روشن و مستند است.
جامعه ورزش زمانی به وحدت پایدار میرسد که ورزشکار و مربی احساس کنند منابع موجود در درجه نخست برای آنان و برای ارتقای عملکرد ورزش کشور هزینه میشود و درباره تصمیمات مهم نیز پاسخ روشن وجود دارد.
امروز ورزشکاران کشور برای موفقیت به آرامش و حمایت نیاز دارند؛ اما مدیریت صحیح منابع نیز بخشی از همین حمایت است. هر مبلغی که در ورزش هزینه میشود، باید تا حد امکان در خدمت ورزشکار، مربی، اردو، تجهیزات، آمادهسازی و توسعه واقعی ورزش قرار گیرد. در نهایت، نقد دلسوزانه را نباید در مقابل وحدت قرار داد. وحدت واقعی آن نیست که پرسشها را مطرح نکنیم؛ وحدت واقعی آن است که همه برای اصلاح امور، بدون تخریب و بدون ملاحظهکاری، در کنار یکدیگر باشیم.
اگر در اعزامها و هزینهها ابهامی وجود ندارد، بررسی و شفافسازی آن میتواند اعتماد ایجاد کند؛ و اگر اشکالی وجود دارد، رسیدگی به آن به نفع همه، به ویژه ورزشکاران خواهد بود.
هدف همه ما یکی است: سربلندی ورزش ایران. اختلاف دیدگاه نیز اگر با احترام، انصاف و دلسوزی مطرح شود، نه تنها مانع همدلی نیست، بلکه میتواند بخشی از مسیر اصلاح و پیشرفت ورزش کشور باشد.