هاشمی و هاشمی ها برای کمک می آیند!
دروغ خط قرمز اوست. نمیشود مدعی حضور در ورزش ایران و بسکتبال بود او را نشناخت. میخواهد مثل همیشه به بسکتبال ایران کمک کند. اما خودش هم خوب میداند، که اگر جامعه بسکتبال نخواهد این امر میسر نخواهد شد. برخلاف خیلیهای دیگر که برای حضور به در و دیوار میزنند، او منطقیترین راه را برگزیده و اعتقاد دارد که تصمیم گیرنده واقعی در باره آینده بسکتبال، خود جامعه بسکتبال هستند که باید رئیس فدراسیون آینده خودشان را انتخاب کنند. بسکتبالی که با گذشتهاش فاصله بسیار گرفته و چنین بنظر می رسد که دیگر آن ورزش دانشگاهی مورد نظر دیگران نیست.
به دلیل اینکه همه عمرش را در سالنهای بسکتبال سپری کرده است باید این حق را به او داد که قواعد بازیهای این چنینی و انتخاباتی را بلد نباشد. اما تواضع و صداقتی که در رفتار و در کلامش دارد، شاید بتواند نقش همان گمشدهای را داشته باشد که بسکتبال ایران سالهاست که به دنبالش میگردد.
صحبت از مصطفی هاشمی است. مربی باوقار و سروقامتی که اثرات حضور او را می شود در هر شهر و دیاری که سالن بسکتبالی در آنجا دایر است به خوبی مشاهده کرد. از نگاه او حامیان اصلی مالی بسکتبال سرمایههای انسانی آن هستند، نه کسانی که میآیند. مبلغی را برای مدتی کوتاه میآورند و بعد از آن هم چندین برابرش را برمیدارند و میروند! نمیشود از بسکتبال حرف زد و نقش تاثیرگزار او را نادیده گرفت و این وظیفه اصلی امروز جامعه بسکتبال است که بیشتر از گوشها به چشمهای خودشان اعتماد داشته باشند و مصطفی هاشمی را در مقابل آنهایی که مدعی خدمت به بسکتبال هستند، مقایسه کنند و نتیجه آن هم هرچه که بود، بپذیرند.
چنین بنظر می رسد که مصطفی هاشمی با دست خالی اما با کوله باری از تجربه و میل به تغییر میخواهد، در فضای رقابتی امروز فدراسیون بسکتبال حاضر شود. حضوری که بدون شک جامعه بسکتبال نیز آن را به فال نیک خواهد گرفت. هرچند که دوستان مدعی در وزارت ورزش میخواهند سرنوشت فدراسیون بسکتبال را به مانند یکی دو فدراسیون دیگر، به بعد از بازی های آسیایی ناگویا گره بزنند، که این اصلاً به صلاح این رشته نیست. چرا که باید باور داشت که همواره تغییر با خودش تحول را نیز همراه خواهد آورد و ما نباید به صرف تصمیم مجمعی، که از همین حالا نتیجه تصمیم گیری افراد آن مشخص است، سرنوشت بسکتبال را به آینده واگذار و تصمیم گیری درباره آن را به زمان دیگری موکول کنیم، هرچند که بهانه ما اهمیت بازیهای آسیایی ناگویا باشد.