هاکی روی یخ؛ سمفونی زیبایی و خلاقیت
نگاه مدیر و بنیان گذار رشته مهیج هاکی روی یخ به زوایای آشکار و پنهان تمام اجزای این رشته بسیار عمیق، زیبا و برگرفته از درون مایه این مدیر جوان و عاشق کار و خدمت است.
باید نگاهی فراخ و زیبا داشته باشی تا زیبایی گلها تو را به وجد آورد تا پروانه وار گرد وجودش بچرخی. آنگاه است که بالهای هزار رنگ پروانه نیز مقابل رنگ و بوی گل های محمدی نمایان می شود و تشکیل یک سمفونی هماهنگ و کوک را می دهد،
برویم و این نگاه به ورزشی که با طبیعت عجین شده را ببینیم و بخوانیم:
اخیراً با توجه به علاقهای که بیش از سه دهه به اسکیت و اسکیت هاکی داشتهام، طبیعی است که اخبار هاکی روی یخ ایران را هم دنبال کنم. راستش چند وقت است یک نکته مدام توجهم را جلب میکند؛ نه یک مسابقه خاص، نه یک نتیجه، بلکه مجموعهای از جزئیات که وقتی کنار هم قرار میگیرند، حس میکنی پشت این مسیر یک فکر مشخص وجود دارد. اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، اسم تیمها بود.
تندر، سپندار، هما، سیمرغ، زاگرس، کولاک، آذرخش و البرز.
شاید در نگاه اول فقط چند اسم باشند، اما برای نسلی که هر روز با اسامی و برندهای خارجی احاطه شده، انتخاب چنین نامهایی اتفاق کوچکی نیست. هر کدام ریشهای در اسطوره، طبیعت، جغرافیا یا فرهنگ ایران دارند. بدون اینکه کسی کلاس هویت ایرانی برگزار کند، بچههای نسل Z و آلفا هر هفته با واژههایی زندگی میکنند که بخشی از حافظه فرهنگی این سرزمین است.
بعد لباسها توجهم را گرفت.
ترکیب سبز، سفید، قرمز و مشکی فقط یک طراحی زیبا نیست؛ سه رنگ پرچم ایران در کنار رنگ مشکی، هویتی قدرتمند و متفاوت ساختهاند. اما چیزی که بیشتر از همه برایم جذاب بود، شمارههای فارسی روی لباسها بود. در روزگاری که حتی بسیاری از برندهای ایرانی هم از هویت بصری خود فاصله گرفتهاند، دیدن شمارههای فارسی روی لباس یک لیگ، ادای احترام زیبایی به زبان، خط و فرهنگ ایرانی است.
بعد به دستورالعمل مسابقات و مربیان رسیدم.
جملهای که نوشته بود: «موفقیت واقعی وقتی اتفاق میافتد که همه بازیکنان شما بازی کنند.»
این فقط یک شعار نیست. وقتی دستورالعمل را میخوانی، میبینی مربیان موظف شدهاند به همه فرصت بازی بدهند، ارزیابیشان صرفاً براساس برد و باخت نیست و رشد بازیکنان، اخلاق حرفهای، رفتار آموزشی و مدیریت تیم هم معیار ارزیابی است. حتی سیستم Pick & Draft را طوری طراحی کردهاند که قدرت تیمها تا حد ممکن متعادل باشد و رقابت، بیشتر آموزشی باشد تا صرفاً نتیجهمحور. از آن طرف، منشور اخلاقی انجمن هاکی روی یخ هم برایم جالب بود. احترام، مسئولیتپذیری، نظم، رفتار در فضای مجازی، روحیه تیمی، تحصیل، نمایندگی شایسته از نام ایران و سبک زندگی سالم؛ انگار هدف فقط ساختن یک بازیکن خوب نیست، بلکه تربیت یک ورزشکار مسئولیتپذیر است. یک بخش دیگر هم واقعاً ارزش دیده شدن دارد؛ جامعه داوطلبی.
بیش از ۱۰۰ نفر از مربیان، داوران، متخصصان، ناظران و عوامل اجرایی، بدون اتکا به بودجههای بزرگ، این طرح توسعه ملی را پیش میبرند. هر کسی که تجربه برگزاری رویداد ورزشی داشته باشد، میداند چنین شبکهای، سرمایهای است که با پول به دست نمیآید.
دامنه این طرح هم فقط محدود به یک یا دو تیم نیست. از زیر ۸ سال شروع میشود و در ردههای زیر ۱۰، زیر ۱۲، زیر ۱۴ و زیر ۱۶، هم در بخش دختران و هم پسران ادامه پیدا میکند. این یعنی نگاه، ساختن یک نسل است، نه آماده کردن چند ورزشکار برای یک مسابقه.
و اما شاید مهمترین نکته…
این روزها زیاد میشنویم که پنج تیم از ایران راهی مسابقات جهانی شدهاند. اما واقعیت این است که این فقط خرید بلیت و سفر به یک کشور دیگر نیست. برای حضور در مسابقات رسمی فدراسیون جهانی هاکی روی یخ (IIHF)، هر کشور باید Minimum Participation Standards یا حداقل استانداردهای مشارکت را رعایت کند؛ استانداردهایی که شامل داشتن زیرساخت مناسب، پیست استاندارد، لیگ فعال، تعداد مشخصی بازیکن ثبتشده، تیمهای باشگاهی، برنامه توسعه، آموزش مربیان، آموزش داوران و ساختار منظم ملی است. یعنی هیچ کشوری صرفاً با ثبتنام نمیتواند وارد چرخه مسابقات جهانی شود و ماهها و حتی سالها باید مجموعهای از الزامات را اجرا کند تا اجازه حضور بگیرد.
شاید به همین دلیل است که یک آمار برایم خیلی جالب بود؛ در منطقه غرب آسیا، تنها ایران توانسته مجوز حضور در هر پنج رده مسابقات جهانی را به دست بیاورد و اگر محدوده را به غرب آسیا و آسیای مرکزی گسترش دهیم، فقط ایران و قزاقستان هستند که در هر پنج رده، واجد شرایط حضور شدهاند. این اتفاق، بیش از آنکه نتیجه یک سال یا دو سال کار باشد، حاصل یک مسیر توسعهای چندساله است.
هنوز راه زیادی باقی مانده و قضاوت نهایی را باید به آینده سپرد، اما اگر از من بپرسند جالبترین چیزی که در این مدت در هاکی روی یخ ایران دیدم چه بود، احتمالاً جوابم این است:
اینکه برای اولین بار احساس کردم کنار ساختن تیم ملی، دارند روی ساختن هویت، فرهنگ، اخلاق، عدالت آموزشی و نسل آینده هم سرمایهگذاری میکنند؛ و اگر این مسیر با همین کیفیت ادامه پیدا کند، شاید مهمترین دستاوردش نه یک مدال، بلکه نسلی باشد که یاد گرفته هم ایرانی بودنش را با افتخار نشان بدهد و هم استانداردهای بینالمللی ورزش حرفهای را زندگی کند، آن هم در یک رشته مدرنی که اصلا مال ایران نبوده است.