ورزش ایران

وقتی ساختمان‌ها جای قهرمان‌سازی را می‌گیرند..

سال‌هاست اهالی واقعی ورزش فریاد می‌زنند، می‌نویسند و هشدار می‌دهند، اما انگار صدای آنها کمتر شنیده می‌شود. در همین کشور، مربیانی را دیده‌ایم که بدون تجهیزات مدرن، بدون امکانات پیشرفته و با همان روش‌های سنتی، قهرمانان بزرگی تربیت کردند؛ انسان‌هایی که با دانش، تجربه و عشق به ورزش، نام ایران را در میادین مختلف سربلند کردند.

اما امروز سؤال بزرگی وجود دارد؛ چرا با وجود امکانات بیشتر، بودجه‌های کلان‌تر و ساختارهای گسترده‌تر، هنوز مشکلات اساسی ورزش حل نشده است؟
مشکل ورزش ایران نبود سالن و ساختمان نیست؛ مشکل، نبود مدیریت پایدار، برنامه‌ریزی علمی و استفاده از متخصصان واقعی ورزش است. هر چند سال یک‌بار مدیری جدید می‌آید، گذشته را نقد می‌کند، همه مشکلات را به مدیران قبلی نسبت می‌دهد و زمانی که تازه با مسائل آشنا می‌شود، دوره مسئولیتش رو به پایان است. نتیجه این چرخه، سال‌ها عقب‌ماندگی و از دست رفتن فرصت‌هاست.
امروز اگر بخواهیم عملکرد بخشی از مدیریت ورزش را بررسی کنیم، متأسفانه باید بگوییم بزرگ‌ترین نمود پیشرفت در بسیاری از موارد، به جای رشد ورزشکار، مربی و قهرمان، در حوزه ساخت‌وساز دیده می‌شود؛ بازسازی اماکن، افتتاح آشپزخانه، رستوران، اتاق‌های محل اقامت ورزشکاران، استخر و ساختمان‌های اداری.
البته نگهداری و توسعه زیرساخت‌ها ضروری است، اما سؤال اینجاست که سهم قهرمان‌سازی، استعدادیابی، آموزش مربیان و حمایت از ورزشکاران در این میان چقدر بوده است؟
مجموعه ورزشی آزادی، این سرمایه بزرگ ورزش کشور، سال‌هاست بارها شاهد بازسازی‌های مختلف بوده و هزینه‌های فراوانی برای آن صرف شده است. اما جامعه ورزش حق دارد بپرسد: حاصل این هزینه‌ها در میدان مسابقه چه بوده است؟ چند مربی متخصص تربیت شده؟ چند استعداد جدید کشف شده؟ چند ورزشکار با آرامش و حمایت کامل به مسابقات اعزام شده‌اند؟
شاید یکی از دلایل این نگاه عمرانی، حضور مدیرانی باشد که سابقه اصلی آنها بیشتر در حوزه‌های اجرایی، شهری یا پیمانکاری بوده است. مدیریت پروژه با مدیریت ورزش تفاوت دارد؛ ساخت یک ساختمان نیازمند مهندس و پیمانکار است، اما ساختن قهرمان نیازمند مربی، متخصص علوم ورزشی، مدیر آشنا با ورزش و سال‌ها تجربه میدانی است.
وزیر ورزش و دبیرکل کمیته ملی المپیک به عنوان بالاترین مسئولان اجرایی ورزش کشور، باید پاسخگوی این پرسش باشند که چرا سرمایه انسانی ورزش کمتر از ظرفیت واقعی خود به کار گرفته می‌شود؟ چرا بسیاری از پیشکسوتان، مربیان باسابقه و تحصیلکردگان ورزش، به جای حضور در تصمیم‌گیری‌ها، سال‌ها در حاشیه قرار گرفته‌اند؟
ورزشکار و متخصص ورزشی که عمر خود را برای این حوزه گذاشته، نباید احساس کند راهی برای دیده شدن ندارد؛ نباید سرمایه انسانی کشور در سکوت فرسوده شود.
آقایان مسئول! ورزش فقط ساختمان، هتل، رستوران و سالن نیست. اینها ابزار هستند، نه هدف. هدف اصلی، ساختن انسان‌های بزرگ، قهرمانان شایسته و ایجاد آینده‌ای روشن برای نسل‌های بعدی است.
تاریخ ورزش، مدیران را نه با تعداد افتتاحیه‌ها، بلکه با تعداد قهرمانانی که ساخته‌اند، مربیانی که رشد داده‌اند و تحولاتی که ایجاد کرده‌اند قضاوت خواهد کرد.
هنوز فرصت اصلاح وجود دارد؛ اما شرط آن، شنیدن صدای بدنه واقعی ورزش، احترام به تخصص و پایان دادن به مدیریت‌های کوتاه‌مدت و آزمون‌وخطاست.

https://vvarzesh.ir/?p=19124

دیدگاه خود را بنویسید