ورزش ایران آنقدر هوشیار هست که میان خدمت واقعی و نمایش مدیریتی تفاوت بگذارد

«کارگر ورزش ایران»؛ مدیری که با دل‌ها کار می‌کند

در ورزش ایران، مدیران بسیاری آمده و رفته‌اند؛ بعضی با عنوان‌های پرطمطراق، بعضی با رزومه‌های چند صفحه‌ای و بعضی ها نیز با حضور دائمی در قاب دوربین‌ها. اما در میان همه این هیاهوها، گاهی مدیری را می‌توان دید که برخلاف جریان معمول، کمتر حرف می‌زند و بیشتر کار می‌کند؛ کمتر خودش را نشان می‌دهد و بیشتر در کنار ورزشکاران می‌ایستد.
محمود خسروی‌وفا سال‌هاست یک جمله آشنا را تکرار می‌کند: «من کارگر شما هستم.»
شاید این جمله برای برخی ها یک تعارف مدیریتی باشد، اما کسانی که از نزدیک با رفتار او آشنا هستند، می‌دانند که این نگاه در بسیاری از رفتارهایش نیز دیده می‌شود؛ نگاهی پدرانه به ورزشکار، مربی و اعضای کاروان. این رفتار پدرانه، در میدان مسابقه نیز خود را نشان می‌دهد. حمایت، پیگیری، همراهی و تلاش برای ایجاد آرامش در کاروان، موضوعاتی نیستند که همیشه در قاب دوربین دیده شوند؛ اما قطعأ اثر خود را در روحیه یک ورزشکار و در نتیجه یک کاروان نشان می‌دهند.
بازیهای آسیایی ناگویا نیز یکی از همین نمونه‌ها بود. در کنار همه مسائل، حاشیه‌ها، کمبودها و حتی کارشکنی‌هایی که از سوی برخی افراد در داخل و بیرون مجموعه ورزش صورت گرفت، بخش قابل توجهی از آرامش و انسجام کاروان، حاصل همان نگاه پدرانه‌ای بود که رئیس کمیته ملی المپیک نسبت به ورزشکاران دارد. اما تفاوت یک مدیر را باید در رفتار او نیز جست‌وجو کرد.
سال‌هاست کمتر کسی رئیس کمیته ملی المپیک را در جایگاه ویژه و در حال نمایش دادن خود دیده و احتمالاً باز هم نخواهد دید. او حتی برای گرفتن یک عکس تبلیغاتی نیز آرامش همیشگی خود را از دست نمی دهد. در ناگویا نیز بخش زیادی از حضور او به همان دهکده بازیها و همراهی با اعضای کاروان گذشت؛ نه اینکه دائماً در جست‌وجوی قاب مناسب، عکس مناسب و موقعیت مناسب برای دیده‌شدن باشد. در مقابل، برخی های دیگر چنان خود را فعال نشان می‌دهند که گویی حضور در هر قاب تصویری، بخشی از وظایف مدیریتی آنهاست؛ از عکس گرفتن گرفته تا تولید و انتشار مداوم محتوا، تصاویر و اخبار، آن هم در مقطعی که انتخابات ۸ دی ماه کمیته ملی المپیک در پیش است. اگر قرار باشد حضور در کنار ورزشکاران، خدمت به ورزش باشد، قابل احترام است؛ اما اگر قرار باشد حضور تا آخرین ساعات شب، حتی تا حوالی نیمه‌شب، بیشتر به تولید محتوا، تصویر و تبلیغات انتخاباتی شباهت داشته باشد، جامعه ورزش حق دارد میان «کار کردن برای ورزش» و «کار کردن برای انتخابات» تفاوت قائل شود. به نظر می‌رسد برخی افراد، چه در مجموعه کمیته ملی المپیک و چه در وزارت ورزش و جوانان، تصور کرده بودند که می‌توانند از فضای ایجادشده پیرامون نتایج کاروان در ناگویا، برای منافع انتخاباتی خود در انتخابات ۸ دی استفاده کنند؛ گویی ناکامی احتمالی کاروان می‌تواند به سکویی برای تخریب رقیب و ساختن جایگاه برای خودشان تبدیل شود. اما یک نکته را ظاهراً فراموش کرده‌اند:
ورزشکاران و جامعه ورزش آنقدر که تصور می‌کنند ساده نیستند که هر نمایش و تبلیغی را باور کنند. جامعه ورزش، آدم‌ها را از نزدیک می‌شناسد؛ سال‌ها رفتار آنها را دیده و می‌دانند چه کسی در روزهای سخت کنار ورزشکار ایستاده و چه کسی در روزهای پرنور، دنبال قاب بهتر برای دیده‌شدن بوده است. بنابراین اگر عده‌ای تصور کرده‌اند با چند عکس، چند حضور نمایشی و چند ساعت ماندن در دفتر تا نیمه‌شب می‌توانند برای خود سرمایه اجتماعی و انتخاباتی بسازند، بهتر است بدانند که زهی خیال باطل است.
ورزش ایران آنقدر هوشیار هست که میان خدمت واقعی و نمایش مدیریتی تفاوت بگذارد و اجازه ندهد هر کسی با هر سابقه و هر عنوانی، با استفاده از فضای ورزش برای خود سکوی انتخاباتی بسازد. جامعه ورزش سال‌هاست برخی چهره‌ها را می‌شناسد؛ افرادی که در هر مقطع با عنوانی جدید ظاهر می‌شوند، حتی پس از بازنشستگی نیز حاضر نیستند ورزش را رها کنند و همواره در جست‌وجوی جایگاه تازه‌ای هستند. در نقطه مقابل، مدیری قرار دارد که اساساً نیازی به این نمایش‌ها ندارد. کمتر دیده‌اید و خواهید دید که خسروی‌وفا برای مطرح کردن خودش در همه قاب‌ها حضور داشته باشد. کمتر دیده‌اید که مدام از عناوین و مدارک خود سخن بگوید یا برای اثبات جایگاهش، آن را به رخ دیگران بکشد.
در ورزش، بعضی‌ها تصور می‌کنند استفاده مکرر از عنوان دکتر، سخن گفتن به زبان انگلیسی در هر موقعیتی و نمایش رزومه، نشانه برتری مدیریتی است؛ در حالی که جامعه ورزش، مدیران واقعی را نه از روی عنوان و زبان و مدرک، بلکه از روی عملکرد، رفتار و منش آنها می‌شناسد.
خسروی‌وفا از جنس دیگری است.
او خود را «کارگر ورزش» می‌داند، نه مالک ورزش. کمتر ادعا می‌کند و بیشتر عمل می‌کند. کمتر دنبال دیده شدن است و بیشتر دنبال دیده‌بانی برای ورزشکاران. شاید مهم‌ترین سرمایه چنین مدیری، نه مدرک است، نه عنوان و نه تعداد عکس‌هایی که در فضای مجازی و رسانه‌ها منتشر می‌شود؛ سرمایه او اعتماد و دل‌هایی است که در ورزش به دست آورده است. و مدیریت بر دل‌ها، چیزی نیست که بتوان آن را با بخشنامه، عنوان، تبلیغات یا حضور دائمی مقابل دوربین به دست آورد.
ناگویا را می‌توان از همین زاویه نیز دید؛ در کنار همه نقدها و کاستی‌هایی که باید صریح و منصفانه درباره عملکرد ورزش ایران مطرح شود، نباید اجازه داد تلاش برخی افراد برای بهره‌برداری سیاسی و انتخاباتی از نتیجه یک کاروان، واقعیت‌های دیگر را تحت‌الشعاع قرار دهد.
محمود خسروی‌وفا شاید خود را فقط «کارگر ورزش ایران» بداند؛ اما همین کارگر بی‌ادعا، با منش پدرانه، بدون لشکر رسانه‌ای و بدون نیاز به خودنمایی، سال‌هاست برای خود جایگاهی ساخته که با عنوان و تبلیغ به دست نمی‌آید: جایگاهی در دل ورزش ایران.
و شاید همین، برای یک مدیر، بزرگ‌ترین مدرک باشد.

https://vvarzesh.ir/?p=20704

دیدگاه خود را بنویسید