کبدی مهمتر از آدمهاست!
یادداشت انتقادی روز گذشته درباره ناکامی تیم ملی کبدی مردان در فینال ( با توجه به انتظارات که برای طلا در جامعه مطرح شده بود و گرنه نقره تیمی در المپیک آسیا خیلی اهمیت دارد ) بازیهای آسیایی ناگویا، با استقبال گسترده مخاطبان، به ویژه خانواده بزرگ کبدی، روبهرو شد. تماسهای فراوانی از سراسر کشور، از سوی مربیان، ورزشکاران، مدیران، رؤسای هیئتها و کارشناسان این رشته داشتیم؛ کسانی که به نظر میرسید حرف دلشان در این یادداشت بازتاب پیدا کرده است.
این استقبال برای ما، پیش از هر چیز، نشاندهنده دغدغه مشترک خانواده کبدی است؛ خانوادهای که نگران آینده رشتهای است که برای رشد و اعتلای آن سالها زحمت کشیدهایم.
من خودم را از ابتدا یاور رسانهای کبدی میدانم و بیش از هر چیز به آینده این ورزش علاقهمندم. آدمها میآیند و میروند؛ مدیر، رئیس، دبیر و مربی، هرکدام روزی مسئولیتی دارند و روزی از آن کنار میروند. آنچه باید بماند، خود کبدی است.
کبدی، درخت نوپایی در خانواده ورزش ایران است که برای تنومند شدن و به ثمر رسیدن، به مراقبت، نقد و اصلاح نیاز دارد. هرچه این درخت پربارتر شود، همه ما از ثمرات آن بهرهمند خواهیم شد.
نقدهای ما هم، نه شخصی است و نه تسویهحساب با کسی؛ حرفهای یک روزنامهنگار ورزشی است که سالها در این حوزه قلم زده و امیدوار است مسئولان از این مطالب برای اصلاح امور استفاده کنند. در روزهای آینده نیز به چند موضوع دیگر خواهم پرداخت.
اکنون از سرپرست تیم ملی یک سوال داریم ؛
آقای دلیری؛ چرا به فلان بازیکن بابت نوع تیپ ظاهری غیر متعارف تذکر ندادید؟
آقای دلیری، سرپرست تیم ملی، از جمله چهرههای مورد احترام من است؛ مدیری خوشاخلاق، تحصیلکرده و آشنا با فضای ورزش که انتخابش برای سرپرستی تیم ملی با استقبال بسیاری همراه شد. حضور او میتوانست به تیم آرامش بدهد.
اما یک سؤال از ایشان دارم.
وقتی فلان بازبکن که مثل همه بازیکنان یک حد و حدودی را باید رعایت کند ،در میدان بزرگی چون بازیهای آسیایی ناگویا حاضر شد، ظاهر و پوشش او مورد انتقاد بسیاری از اهالی رسانه و مخاطبان قرار گرفت. تماسها و پیامهای متعددی در اینباره دریافت کردیم.
جوانان حق دارند به ظاهر و پوشش خود اهمیت بدهند و سلیقه شخصیشان را داشته باشند؛ اما وقتی بازیکنی در میدان بینالمللی به نمایندگی از ایران حضور پیدا میکند، انتظار میرود شأن تیم ملی و جایگاه نمایندگی کشور را هم در نظر بگیرد.
سؤال من از آقای دلیری این است: آیا بهتر نبود در این زمینه تذکری دوستانه و بهموقع داده میشد؟ موضوع، دخالت در سلیقه شخصی بازیکن نیست؛ صحبت از رعایت چارچوبی است که از نمایندگان ورزش ایران انتظار میرود.
البته این انتقاد از ظاهر یک شخص، چیزی از تواناییهای ورزشی او کم نمیکند. او یکی از استعدادهای خوب کبدی ایران است، اما قبول کنیم که وی در ناگویا، آن بازیکنی نبود که پیشتر در لیگ ستارگان جهان درخشیده بود. نه در دفاع و نه در حمله، نتوانست کیفیت مورد انتظار را نشان دهد و مانند اغلب هم تیمیهایش، متزلزل ظاهر شد. منهای علی صمدی و امیر محمد ظفر دانش سایرین به هیچ عنوان در حد و اندازه خودشان نبودند! براستی چه اتفاقی در داخل خانواده تیم ملی افتاده بود که هیچکدام از بازیکنان منهای آن دو نفر بقیه با روزهای اوج خود فاصله زیادی داشتند.
امیدوارم این افت مقطعی باشد و بچه ها بتوانند به روزهای اوج خود بازگردند.
آقای تازه قلعه؛ چرا از بعضی بازیکنان اصلا استفاده نشد؟
پرسش بعدی من از کادر فنی، به ویژه آقای سرمربی درباره نحوه استفاده از برخی بازیکنان در مسابقات ناگویاست.
معین نبی بخش از جمله بازیکنانی بود که انتظار میرفت از تجربهاش، به خصوص در دیدار فینال، استفاده شود؛ اما فرصت بازی چندانی به او نرسید ،
اگر این بازیکن مصدوم بود، لازم است کادر فنی درباره وضعیت او توضیح بدهد. اگر هم مشکل پزشکی در میان نبوده، باید روشن شود که چه ملاحظات فنی باعث شد از تجربه او استفاده نشود.
پرسش دیگر درباره اجلالی است؛ بازیکنی که پیش از اعزام، برخی کارشناسان نسبت به وضعیت جسمانی و مصدومیت احتمالی او ابراز نگرانی میکردند. با این حال، او به ناگویا اعزام شد، اما فرصت حضور مؤثری در میدان پیدا نکرد. اگر اجلالی مصدوم بود، چرا اعزام شد؟ اگر آمادگی بازی داشت، چرا کادر فنی از او استفاده نکرد؟ این پرسشها درباره تصمیمهای فنی است، نه اشخاص. آقای تاجزاده نیز میتواند توضیحات خود را درباره شرایط بازیکنان، دلایل اعزام و چرایی استفاده نکردن از آنها ارائه کند. طبیعی است که برای قضاوت دقیقتر، باید پاسخ کادر فنی و جزئیات وضعیت بازیکنان را هم شنید.
اعزام بازیکن به یک رویداد مهم آسیایی، بدون آنکه فرصت حضور مؤثری پیدا کند، موضوعی است که باید درباره آن شفافسازی شود؛ به ویژه وقتی پای احتمال مصدومیت و آمادگی جسمانی در میان باشد.
نقد برای اصلاح، نه تخریب
این پرسشها تنها بخشی از مواردی است که پس از عملکرد تیم ملی مردان در ناگویا باید بررسی شود. هدف، تخریب افراد یا نادیده گرفتن زحمات آنها نیست؛ هدف این است که بدانیم کجا اشتباه کردهایم و چگونه میتوانیم از تکرار آن جلوگیری کنیم.
کبدی ایران برای ادامه مسیر و بازگشت به جایگاه مورد انتظار، به بررسی صادقانه عملکردها، پاسخگویی مسئولان و تصمیمهای دقیقتر نیاز دارد. ما میرویم، مدیران میآیند و میروند؛ اما کبدی باید بماند و هر روز ریشهدارتر و پربارتر شود.
این چند سؤال را با همین نگاه مطرح کردم و در روزهای آینده، به دیگر نکات و ابهامهای مربوط به عملکرد تیم ملی در ناگویا خواهیم پرداخت؛ به این امید که نقدها شنیده شوند و به کار گرفته شوند.