لزوم حضور در جامجهانی و تجهیز گفتمان میهندوستی و توالی هوشمندانه مقاومت ملی
ورزش ایران و در راس آن تیم ملی فوتبال ایران برای آمادهسازی و حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ در هنگامه تجاوز نظامی به کشور، شرایط حساس و پیچیدهای را تجربه میکند. در مقطع زمانی که دشمنان و بدخواهان به شکل مستقیم و غیر مستقیم کشور را مورد حمله و اقدامات سو قرار داده اند و یک گانگستر بینالمللی که گویی به هیچ نظام اخلاقی پایبند نیست و صلح در خاورمیانه را به آتش کشیده، مسابقات و فعالیتهای ورزشی کشور با توقف و سردرگمی روبرو شده است. در این میان حضور تیم ملی فوتبال ایران در کشور آمریکا به عنوان میزبان مسابقات جام جهانی با توجه به اظهار نظر تهدیدآمیز رئیس جمهور آن کشور ( نوعی جنگ روانی و دور نگه داشتن دیپلماسی فرهنگی سیاسی ایران از یک فرصت جهانی )، حساسیتها و شبهاتی را به وجود آورد. در همان روزهای آغاز حمله به ایران، وزیر ورزش و جوانان موضوعی را بر مبنای عدم حضور نماینده ایران در جام جهانی فوتبال مطرح کرد که بلافاصله با واکنش دولت و تعدادی از کارشناسان روبرو گردید و مشخص شد که این اظهارنظر شتاب زده، بدون صبر راهبردی و در نظر گرفتن همه جوانب امر و تنها، خروجی شورای یک نفره شخص وزیر بوده است. نیک میدانیم اگر پنجرههای امنیت و عدالت و احترام و امکانات کشور میزبان جام جهانی برای تیم ملی ایران مسدود شود و شرایط و کارکردهای سیاسی و اجتماعی و رسانهای بینالمللی ورزش علیه نماینده کشورمان در جام جهانی اعمال گردد، آنگاه تحریم این رویداد ورزشی یک گزینه قابل تامل بر روی میز خواهد بود. در غیر اینصورت به جز از دست دادن فرصتهای ورزشی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، سایه محرومیتها و جرایم سنگین نیز بر سر پرطرفدارترین ورزش کشور سنگینی خواهد کرد که این خطای شناختی، مدیریتی یک خودزنی ملی را در پی دارد. باید به یاد داشته باشیم که هر کنشگر اعم از نیروی نظامی، امدادی، پشتیبانی، علمی یا چهرههای شناختهشده، به شیوه خود برای مقاومت ملی و انعکاس آلام و رنجهای میهن گام برمیدارد. هر کس متناسب با موقعیت شغلی و پایگاه اجتماعی خود در اتصال زنجیره مقاومت ملی و دفاع از کیان ایران نقش ویژهای بر دوش دارد. بر همین اساس ورزشکاران و اهالی ورزش نیز هر یک به فراخور جایگاه و نقش خود وظایف و مسئولیتهایی را عهدهدار هستند. یکشکلی در فرم و شیوه واکنشهای اهالی ورزش و ریلگذاری بدون مطالعه برای آنها بزرگترین خطا و عامل بی اثری و پراکندگی است و نه وحدت ملی. آنچه مهم است، داشتن توافق بر بنیاد و «کلانمفهوم ایران» و توجه به تخصصی بودن هر میدان و نقشآفرینی خاص هر فعال حوزه ورزش است.
روشن است که در جنگ ترکیبی رمضان روایتها بر واقعیتها سایه افکند و جهان از کشتار بیرحمانه ایرانیان و تخریب منازل و اماکن عمومی آنها مطلع نشد. بر همین مبنا، استفاده از تمام فرصتها و محافل جهانی برای انعکاس مظلومیت ملت ایران، یک راهکار و حق ملی است که نباید دستخوش تصمیمات شتابزده و غیر تخصصی شود. بیشک حضور تیم ملی ایران در جام جهانی فرصتهای زیاد و تهدیداتی را به همراه دارد، که اگر توام با برنامهریزی و تدبیر باشد، اپیزود تازهای از کارکرد سیاسی، اجتماعی ورزش را میتواند روایت کند. نباید چشم بر این امر مهم بست که حضور در جام جهانی پس از جنگ رمضان، یک امتیاز بین المللی محسوب میشود که این فرصت طلایی با تلاش جوانان نخبه ورزشکار کشورمان به دست آمده و پاداش این تلاش باید حضور و نمایش آنان در این آوردگاه جهانی باشد. حال اگر پیوست مراقبت از تیم ملی و ماموریت فراورزشی آن به درستی مشخص گردد، پژواک صدای مردم مظلوم ایران، اصالت و قدرت تاریخی ایران زمین خواهد بود. علاوه بر مستطیل سبز، توپ در جام جهانی باید بتواند برای صلح گردش کند و دیپلماسی دو لایه را پیش ببرد. از یک سو تمدن کهن و فرهنگ ایران را با اهتزار پرچم صلح و دوستی نمایندگی کند و از سوی دیگر پیام مظلومیت مردم ایران را در پی حملات متجاوزانه اخیر، به جهانیان انعکاس دهد. بدیهی است جام جهانی فوتبال به مثابه یک رسانه بزرگ جهانی و سنگر بصری میتواند در روایت اتفاقات ایران مؤثر باشد و جعلیات و برنامههای دروغین رسانهای را، مقهور و رام محتوای راستین کند. از کرانه دیگر پوشیدن پیراهن تیم ملی و حضور در جام جهانی پیش رو، تحت هر عنوان و جایگاهی یک مسئولیت تاریخی سنگین به شمار میآید.
در کنار برنامههای ورزشی و فنی که مبنای اصلی حضور تیم ملی است، نباید از فرصتهای فرهنگی و رسانهای و حتی سیاسی پیرامون تیم ملی غفلت ورزید تا علاوه بر رفع تنشها و فشارهای بیرونی بر بازیکنان و اعضای تیم، آماده میدان پیچیده آمریکا بود. در این شرایط خاص، هرگونه بی عملی و یا اتخاذ برنامههای غیر تخصصی و ناکارآمد، ایران را محروم از فرصتهای فرهنگی و رسانهای، تبلیغاتی خواهد کرد که در واقع جفایی در حق مردم ایران و آسیب دیدگان جنگ خواهد بود. در شرایطی که ساختار فرهنگی و مسئولیت اجتماعی فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش و جوانان فاقد تخصص و خلاقیت و اثربخشی لازم است، نمیتوان با نگاهی متعلق به گذشته در رویداد ورزشی سیاسی جام جهانی ۲۰۱۶ حضور توام با موفقیت داشت. با توجه به محاصره شدید نظارت و توجه رسانهها و اتمسفر پر تنش ورزشگاههای میزبان ایران در جام جهانی، به کارگیری عقلانیت ورزشی، سیاسی ضروری است تا حاضران خاموش را به کنشگران فعال مقاومت ملی در جام جهانی تبدیل نماید. فوتبال در این جام جهانی نه فقط تفننی برای تماشا، بلکه سلاحی برای صیانت از حقیقت احوال ایران باید باشد. اگر شرایط و نقش ورزشکاران و مربیان و حتی تماشاگران در این رویداد مهم به درستی و با شیوهای خاص تبیین و تفهیم شود، آنها نیز در دفاع از واقعیتها و منافع میهن اثرگذار خواهند بود. برای حمایت کامل از تیم ملی شایسته است بر خلاف گذشته عمل نمود. در سایه جمعاندیشی و رویکرد تخصصی با تشکیل کمیتهای ویژه و دیدهبانی فعال، اهداف و برنامههای سیاست واکنش فرهنگی و سیاست ابتکار ورزشی تعریف گردد تا بی اطلاعان و ناظران ساکت جهان از دریچه فوتبال از کشتار مردم بی دفاع و تهاجم بی رحمانه به گذشته (اماکن تاریخی) و آینده (زیرساختهای صنعتی و اقتصادی و علمی) ایران آگاه و هوشیار شوند. برای جامعه ایرانی که سالها در مسیر بیم و امید حرکت میکند، حضور در مدار جهانی فوتبال یک امر انرژی بخش است. شور و نشاط ایرانیان که در هنگامه جنگ افول کرده را به جامعه تزریق و بارقههای امید را برای نسل جدید زنده نگه میدارد. از سوی دیگر با توجه به نیاز امروز جامعه به وحدت و همدلی، با توجه به پراکندگی گفتمانی در کشور، حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی میتواند عنصر وحدت بخش میان اقشار و گروههای مختلف جامعه باشد. دیگر سخن آنکه جام جهانی ۲۰۲۶ میدان تازهای برای پژواک نام ایران به عنوان فرزند ارشد تاریخ میتواند باشد. بنابراین نباید جام جهانی را دور ریخت و یا از فرصتهای بی دلیل آن به سادگی گذشت. با فهم از شرایط و شجاعت در تغییر رویکرد میتوان از آن، مامنی برای همگرایی و محفلی برای وطن دوستی ایرانیان دل به مهر وطن ساخت. در پایان بر این مهم تاکید میگردد که حضور در جام جهانی یک موهبت است که تصمیمات درست در آرامش و دور از هیجانات و انتحار احساسی متضمن آن است. همچنین سیاست فرهنگی و دیپلماسی خاصی برای این رویداد باید تعریف و عملیاتی گردد. چرا که همگرایی ملی و وطن دوستی، نه در شعارهای احساسی و برنامههای سطحی که در قالب یک گفتمان فرهنگی در جام جهانی و پیوند آن با سرزمین، زبان، تاریخ و ارزشهای ملی تجلی مییابد.