در سوگ عبدالله موحد

در کوره دهر آهن تفته شدم

خبر کوتاه بود و جانگداز، بزرگمرد دیگری از نسل شجاعان ورزش چشم ازجهان فرو بست. این بار دست قضا عبدالله موحد، ستاره بی بدیل کشتی را از اوج آسمان فرو ستاند. مردی که با رشادت ها و دلاوری های خود تاریخ ورزش ایران زمین را دگرگون کرد.
موحد یگانه روزگار بود، ورزشکاری بی همتا و قهرمانی بلا منازع که با کسب ۶ مدال طلای ارزشمند جهان و المپیک نام خود را در تالار مشاهیر کشتی جهان جاودانه کرد. کسب ۵ مدال طلای پیاپی جهان از سال ۱۹۶۵ منچستر  انگلستان تا ۱۹۷۰ ادمونتون کانادا، طلای ارزشمند المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی و عناوین برتر بازی های آسیایی و رویدادهای ریز و درشت دیگر از او چهره ای،شکست ناپذیر ترسیم کرد. اگر آسیب دیدگی ناخواسته در المپیک ۷۲مونیخ گریبانگیرش را نگرفته بود چه بسا تعداد مدال هایش به عدد ۷ افزایش پیدا می کرد و اگر در حقش بی مهری نمی کردند، ورزش این آب و خاک سال های طولانی از توان و تجربه اش بهره مند می شد.

موحد تنها عنوان قهرمان جهان و المپیک را یدک نمی کشید بلکه بزرگمردی بود که همواره سعی داشت بین پهلوانی و قهرمانی تفاوت قائل باشد. در این رابطه، چکامه زیبایی نیز سروده بود که نشان از مطابقت قول و فعل او داشت.او طی دوران ورزش خود، جز بر مدار اعتقاد و ایمان ره نپوئید. زمانی هم که مجبور شد جلای وطن کند هرگز آتش عشق به میهن در سینه اش خاموشی نگزید. همین عشق به ایران باعث شد تا پیشنهاد مربیگری در آمریکا را رد کند زیرا دوست نداشت رمز و راز موفقیت را به کسانی یاد دهد که رقبای قهرمانان ما بودند و همین عشق هم هر سال او را وا می داشت تا کار و زندگی خود در آنسوی اقیانوس را رهاکرده و مدتی را در وطن اقامت گزیند.
موحد هر چه داشت و هر آنچه به دست آورد حاصل دسترنجی بود که  نه از راه قهرمانی بلکه از طریق تلاش و ممارست در حرفه ای دیگر کسب کرد. به سخن دیگر، او از گردونه قهرمانی و کسب شش مدال طلای جهان و المپیک جز باد به دست نیاورد. تلاش و ابتکاری که شبانه روز به کار بست و زتدگی او را در سرزمین غربت چنان دگرگون ساخت که سرمشق دیگران شد. البته که تلاش های وی در کسب معاش و دوران قهرمانی منحصر به فرد و مشقت بار بود. چنانکه در مصرعی از سروده هایش خویشتن را به آهن گداخته ای تشبیه می کند که در کوره روزگار قابلیت و ارزش می پذیرد “در کوره دهر آهن تافته شدم”
طی گفت و گوهای زیادی که با این اسطوره ورزش داشتم وعده چاپ دیوان شعرش را هم داده بود اما نگارنده از اینکه دیوان شعرش چاپ شد یا خیر،اطلاعی ندارم.
کوتاه سخن اینکه فقدان این قافله سالار ورزش چنان جانکاه و حزن انگیز است که در کوتاه مدت نمی توان بر این اندوه مرحم نهاد. در حیرتم مادر گیتی کی و چگونه دیگر بار فرزندی چون عبدالله موحد به ورزش ایران تقدیم خواهد کرد؟ یادش جاودان و روانش شاد باد.

https://vvarzesh.ir/?p=17444

دیدگاه خود را بنویسید