دیپلماسی رسانه ای
هفده مرداد روز خبرنگار، فرصتی بود که همانند آرایشگران سر هم را بتراشیم! علیرغم روز خبرنگار باز این مسئولان و سیاسیون بودند که به جای ما از خبر و خبرنگاری گفتند! باز هم سپاسگزاریم که در مراسم تجلیل از خبرنگاران توسط انجمن نویسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزشی همه پشت تریبون رفتند و از ما سخن گفتند، الا یک خبرنگار! خبرنگاری که از مشکلات و محدودیت ها و راه های رفع7 آنها سخن بگوید! حال اجازه بفرمائید ما هم به رسم حق شناسی از آنها چیزی از موانع و مشکلات نگوئیم و سخنی فراخور این مسئولیت سنگین داشته باشیم. بیآئید فرض کنیم (فرض تقریبا محال) یک خبرنگار در شرایط اقتصادی این روزها به همراه خانواده به یک رستوران آبرومند برود. خبر در این جا مانند غذایی است که مقابل او می گذارند.
یقینا هیچ کس در رستوران مواد خام برای شما سرو نمی کند. در این جا یک آشپزخانه (آشپز، خدمه و مدیر) در کار است و همه تلاش کرده اند غذای مورد پسند و رضایت شما را فراهم نمایند. بدیهی است هر رستورانی متناسب تخصص و سلیقه و برنامه خود غذا را طبخ می کند. اگر رستوران سنتی و ایرانی باشد یک روش و اگر خارجی باشد هم روش دیگر! رسانه های خارجی هر کدام روش خاص خودشان را دارند. مثلا گاردین یک جور خبر را سرو و در برابر دیدگان شما قرار می دهد. واشنگتن پست، جور دیگر! اکونومیست با ادویه خودش، بی بی سی با خط قرمز های دولتی و روش قورباغه پخت مرموزش. سی ان ان و فاکس نیوز دو آشپز متفاوت در یک ساختمان با دو گونه طعم و مزه با مشتری ثابتی مانند ترامپ! رویترز و آسوشیتدپرس که سعی می کنند کمی خام تر غذا را به مشتری ارائه کنند! اما یادمان باشد، انتخاب مواد اولیه با خودشان است. چرا راه دور برویم. کیهان خودمان گاهی با زیاد کردن روغن ممکن است دلمان را بزند! رسالت که آش را شور کرده، شرق که پیتزا تحویل مان می دهد و جوان غذا را تند کرده. همشهری هم که همواره سوپ باب میل همه سرو می کند که به همه مزاج ها می خورد. فرهیختگان برای اینکه جا نماند گاهی سر غذا هدیه هم می دهد و سازندگی تلاش می کند از سایر رستوران ها عقب نماند و غذای بالا شهری بدهد. ورزشی های مان هم که کلا ویترین هستند و شبه غذا می پزند و نمایش رستوران به راه انداخته اند. در این میان خبرورزشی که دیگر فرصتی برای خبر ندارد و گلی که برگ هایش ریخته و فقط از او کاسبرگ باقی مانده و ایران ورزشی که جمعا ارائه دهنده غذای پیشنهادی سرآشپز است.
یادمان باشد، هیچ کدام خنثی نیست. هر کسی برای مخاطب خودش آش می پزد. اما به سلیقه سرآشپز! به قول همکار رسانه ای ما سرکار خانم فابریکی در دنیای امروز دیپلماسی رسانه ای دیگر فقط در آشپزخانه های رسمی خلاصه نمی شود. حالا چه بسا سرآشپزهایی که توئیت می زنند. در ایکس بدنبال خبر هستند و با یک استوری اینستاگرامی تحریم را دور می زنند. سفارش غذا می دهند و غیر مستقیم سرآشپز را مونوپل خود می کنند. اما فراتر از آشپزخانه ها یک مهمانی رسانه ای هم برپاست. در این مهمانی هر رسانه ای با پوشش، لحن، سکوت و فریاد سعی می کنند شما را به سمت سفره خود بکشانند.
دیپلماسی رسانه ای، یعنی هنر مدیریت همین مهمانی. کی سکوت کنی! کی حرف بزنی! اما تو فقط یک مهمان نیستی. باید بفهمی سر هر میز در مقابلت چه غذایی می گذارند تا غافلگیر نشوی. دیپلماسی رسانه ای را که بفهمی دیگر نه طعم غذای کسی تو را می فریبد و نه ژست میزبان گولت می زند!