برای اسناوندی مدیری از جنس کار و ورزش

تغییرات به مدیریت ورزش کارگران رسید

احمد اسناوندی، یکی از مدیران باسابقه و اثرگذار در ورزش کارگران، پس از حدود دو سال و اندی حضور در جایگاه مدیرکلی ورزش کارگران، امروز با این مسئولیت خداحافظی کرد و عقیل مختاری رسماً سکان اداره‌ کل ورزش کارگران را در دست گرفت.

ما در بینش و مشی روزنامه نگاری هرگز خوش استقبال و بد بدرقه نبوده و نیستیم و همیشه معتقدیم که باید اجازه داد عملکرد مدیران، قضاوت ‌کننده آنها باشد. درباره اسناوندی اما می‌توان با صراحت گفت که او از آن مدیرانی بود که سر جای خودش نشسته بود؛ سال‌ها در ورزش کار کرده، پله‌پله پیش آمده، معاون مدیرکل بوده و در نهایت به جایگاه مدیرکلی رسیده است. ورزش را از نزدیک می‌شناخت، خودش از کودکی با ورزش و فوتبال زندگی کرده بود و به‌خوبی می‌دانست در این حوزه چه می‌خواهد.
از همان ابتدا هم در رفتار و گفتار اسنوندی می‌شد علاقه‌اش به ورزش و به‌خصوص ورزش کارگری را دید. مدیری از جنس ورزش بود و تلاش داشت مجموعه‌های ورزشی کارگران را از وضعیت موجود خارج و تا حد امکان مستقل و پویا کند؛ اما واقعیت این است که مشکل اصلی ورزش کارگران، بیش از آنکه به شخص مدیر مربوط باشد، به ساختار و اختیارات بازمی‌گردد.
امروز هنوز دقیقاً مشخص نیست اداره‌کل ورزش کارگران متولی چیست؟ ورزش کارگران؟ ورزش سلامت‌محور جامعه کارگری؟ مدیریت مجموعه‌های ورزشی و رفاهی؟ ورزش بازنشستگان کارگری؟ یا ترکیبی از همه اینها؟ از سوی دیگر، رابطه اداره‌ کل ورزش کارگران با فدراسیون ورزش کارگری نیز آن‌گونه که باید، شفاف و دقیق تعریف نشده است. در عمل، فدراسیون ورزش کارگری یک مسیر را می‌رود و اداره‌کل ورزش کارگران در ساختار معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مسیر دیگری را طی می‌کند؛ گویی دو جزیره جدا از یکدیگر شکل گرفته‌اند.
بنابراین عقیل مختاری هم اگر بخواهد موفق شود، نمی‌تواند خارج از قانون و اختیارات موجود حرکت کند. انتظار معجزه از مدیر جدید، بدون اصلاح ساختار و تعیین دقیق مأموریت‌ها، منطقی نیست. با این حال، کارهای مهمی روی زمین مانده که حتی در همین چارچوب نیز می‌توان برای آنها برنامه داشت.
مجموعه سنگاچین بندر انزلی نیازمند بازسازی جدی است. برخی واحدهای آن شرایط مناسبی برای پذیرش خانواده‌های کارگری ندارند. خانواده‌ای که در تابستان برای چند روز به شمال می‌رود، شاید به دلیل نداشتن انتخاب بهتر این شرایط را تحمل کند، اما این وضعیت شایسته مجموعه‌ای متعلق به کارگران نیست.
مجموعه مهدی‌شهر نیز ظرفیت بسیار بزرگی دارد. منطقه‌ای خوش‌آب‌وهوا و مرتفع که می‌تواند به یکی از مراکز مهم برگزاری اردوهای ورزشی تبدیل شود. با یک برنامه‌ریزی درست، تعامل با فدراسیون‌های ورزشی و ادارات کل ورزش استان‌ها و تبلیغات مناسب، می‌توان اردوهای تیم‌های باشگاهی و حتی تیم‌های ملی را در این مجموعه برگزار کرد. در کنار آن، می‌توان برای کارکنان وزارتخانه و خانواده‌های کارگران نیز تخفیف‌های مناسب در نظر گرفت. البته برای این کار ابتدا باید وضعیت واحدهای اقامتی و امکانات پذیرایی و غذاخوری مجموعه سامان پیدا کند.
زائرسرای کارگران مشهد نیز حکایت دیگری دارد. بخشی از بازسازی آن آغاز شده و اقدامات عمرانی در آن انجام گرفته، اما هنوز راه زیادی تا تبدیل شدن به یک مجموعه مطلوب و در شأن کارگران باقی مانده است.
مشکل فقط ساختمان نیست. این مجموعه باید فضای ورزشی، تفریحی و خدماتی مناسب داشته باشد. خانواده‌ای که برای زیارت به مشهد می‌رود و هزینه قابل توجهی برای سفر می‌پردازد، انتظار دارد محل اقامتش تمیز، مجهز و قابل قبول باشد؛ نه اینکه با مجموعه‌ای مواجه شود که هم از حرم فاصله دارد و هم امکانات کافی برای خانواده ندارد. از همه مهم‌تر، باید تکلیف مدیریتی این مجموعه روشن شود. اگر اداره کل کار خراسان رضوی قرار است به طور ساختاری اداره کند و در اختیاراستان باشد، باید مسئولیت، اختیار و منابع آن مشخص باشد؛ اگر قرار است زیر نظر وزارتخانه و با مدیریت مستقل اداره شود، باید همان ساختار تقویت شود و اختیار لازم به مدیر مجموعه داده شود.
اتفاقاً طرح‌هایی برای توسعه این مجموعه مطرح شده بود؛ از ایجاد سالن سرپوشیده و استخر گرفته تا ساماندهی زمین‌های ورزشی، احداث سوئیت‌های مناسب و یک بازسازی اساسی برای استفاده کارکنان و کارگران. چنین طرح‌هایی اگر با تأمین اعتبار و اختیار مدیریتی همراه شود، می‌تواند این مجموعه را به یکی از مراکز مهم ورزش و رفاه کارگری کشور تبدیل کند. اما تجربه محمودآباد هم نباید فراموش شود.
مجموعه زیبای کارگران در محمودآباد که با هزینه کارگران احداث شده بود، در مقطعی از اختیار وزارت کار خارج و در اختیار شهرداری قرار گرفت؛ مجموعه‌ای که به جای حفظ و توسعه آن، تخریب شد و سرانجام آنچه باقی ماند، چیزی جز یک زمین نبود. اگر قرار است دوباره این مجموعه احیا شود، باید حقوق کارگران و سرمایه‌ای که برای آن هزینه شده، مورد توجه قرار گیرد. این مجموعه سابقه‌ای قدیمی دارد و ریشه‌های آن به سال‌های ابتدایی شکل‌گیری ورزش کارگران بازمی‌گردد. بنابراین احیای آن فقط یک پروژه عمرانی نیست؛ بازگرداندن بخشی از سرمایه و هویت تفریحی ورزشی کارگری کشور است.
در چنین شرایطی، شاید بهترین سخن درباره احمد اسناوندی همین باشد: دست‌مریزاد و خدا قوت.
او در مدت مسئولیتش تلاش خود را کرد و در بخش‌هایی نیز توانست مجموعه‌های تحت مدیریت را سامان دهد؛ اما پاشنه آشیل کار، همان جایی بود که بسیاری از مدیران پیش از او نیز با آن مواجه بودند: اختیارات محدود، قوانین دست‌وپاگیر و نبود یک نقشه روشن برای اداره ورزش کارگران.
اکنون عقیل مختاری آمده است. نباید از او انتظار معجزه داشت و نه از همین امروز عملکردش را قضاوت کرد. اما باید از او خواست که برای مجموعه‌های بلاتکلیف، برنامه روشن داشته باشد و برای تعیین تکلیف رابطه اداره‌کل با فدراسیون ورزش کارگری، استان‌ها و مجموعه‌های ورزشی و رفاهی، مطالبه‌گر باشد.
ورزش کارگران فقط چند سالن و زمین فوتبال نیست. پشت این مجموعه‌ها، سرمایه کارگران و خانواده‌های آنان قرار دارد.
اگر این سرمایه درست مدیریت شود، هم می‌تواند به سلامت و نشاط جامعه کارگری کمک کند و هم بخشی از هزینه‌های ورزش کارگری را تأمین کند.
پس بهتر است دوره جدید مدیریت ورزش کارگران، دوره‌ای برای تعیین تکلیف، احیای مجموعه‌ها و بازگرداندن ورزش کارگری به جایگاه واقعی خود باشد.
برای احمد اسناوندی آرزوی توفیق داریم و برای عقیل مختاری نیز در آغاز این مسئولیت، صمیمانه آرزوی موفقیت می‌کنم. اما بیش از هر چیز، امیدوارم این بار مدیر جدید تنها نماند؛ اختیار، اعتبار و امکان تصمیم‌گیری هم باید در کنار مسئولیت به او داده شود.

https://vvarzesh.ir/?p=19519
  • اخباراستان هاتورنمنت هارسانه هامنهای فوتبالورزش بانوان
    مفید و غیر شرعی؟!

دیدگاه خود را بنویسید