برای امیر قلعهنویی که در زندگیاش به همه چیز رسیده است
اولین دوره جام جهانی ۴۸ تیمی همانند ادوار گذشته، پایانی تلخ برای تیم ملی فوتبال کشورمان داشت. ایران که برای اولین بار در این تورنمنت شکست نخورد، با سه مساوی به کار خود پایان داد آن هم در شرایطی که میتوانست یکی از ۳۲ تیم راه یافته به مرحله بعدی باشد.
اینکه چه اتفاقاتی رخ داد و اینکه مسائل فنی چقدر در این ناکامی تأثیرگذار بود، مسائلی است که باید در جای خود و به وقت مناسب حتماً به آنها پرداخته شود. فارغ از این موارد که باید در موردشان صحبت شود، یک نکته مهم در مصاحبه امیر قلعهنویی در پایان دیدار با مصر وجود داشت که جای تأمل دارد. او بعد از مسابقه و در شرایطی که بسیار ناراحت بود گفت: «همه از بازی لذت بردند اما خدا هم با ما سر ناسازگاری دارد.»
موضوعِ مطلب دقیقاً همین جمله است؛ کسی این حرف را بر زبان آورده که در زندگیاش به همه چیز رسیده است.
امیر قلعهنویی چه در دوران بازیگری و چه در دوران مربیگری به افتخارات بسیاری دست یافته است. چیزی نبوده که تجربه نکرده باشد. او به عنوان سرمربی روی نیمکت استقلال، سپاهان، تراکتور و تیمهای بزرگ دیگر نشسته است، قهرمانیهای زیادی تجربه کرده و جامهای زیادی را بالای سر برده است.
قلعهنویی به عنوان سرمربی دو بار روی نیمکت تیم ملی در جام ملتهای آسیا نشست. تنها افتخاری که به آن نرسیده بود، حضور روی نیمکت تیم ملی در جام جهانی بود که آن هم محقق شد تا امیر، سومین سرمربی تاریخ ایران بعد از حشمت مهاجرانی و جلال طالبی باشد که روی نیمکت، جام جهانی را تجربه میکند.
قلعهنویی علاوه بر فوتبال در زندگی شخصیاش هم شرایط مناسبی را تجربه کرده است. بهترین ماشین، بهترین خانه و البته بهترین ساعت را دارد. حال پرسش این است که آیا قلعهنویی در همه این موارد «ناسازگاری خدا» را دیده است؟ آیا گفتن این جمله از سوی فردی که خیلیها آرزو داشتند و دارند به جای او روی نیمکت تیم ملی بنشیند، درست است؟ چند نفر در ایران شرایطی همچون قلعهنویی دارند؟ چند نفرمیتوانند ساعت چند میلیارد تومانی ببندند؟ چند نفر امکان این را دارند که در بهترین خانهها و ویلاها اسکان داشته باشند؟ چند نفر در دنیا فرصت دارند به عنوان سرمربی در جام جهانی باشند؟اینها لطف خدا نیست؟ اسم این موارد چیست؟ چرا بابت یک نتیجه فوتبال که بخش عمده آن به مسائل فنی برمیگردد باید چنین حرفی زده شود؟
اینکه بگوییم فشار بازی و مواردی نظیر این باعث میشود یک مربی چنین جملاتی را بر زبان بیاورد نیز درست نیست، چرا که یک مربی باید روی رفتار، گفتار و حرکات خودش تسلط داشته باشد و بداند چه میگوید و چه زمانی چه چیزی را بگوید، آن هم جملهای که میتواند تبعات زیادی داشته باشد.
امیر قلعهنویی جدا از شخصیت حقیقی، با شخصیت حقوقیاش شناخته میشود. او اما همچنان در مصاحبه و حرف زدن ضعیف ظاهر میشود و عملاً حرفهایی بر زبان میآورد که درست نیست. در بیشتر اوقات او در مورد حب و بغض و کینه و انتقادات سالهای گذشته حرف میزند اما این بار طوری صحبت کرده که عجیب است. این ادبیات از سرمربی تیم ملی خطرناک است آن هم با توجه به این نکته که انسانها نان کارهایشان را میخورند و البته که به گفته خودش، «عزت و ذلت دست خداست.»
منبع: تسنیم