تهران، قطب سابق داوری ایران یا ظرفیتی که آرام آرام فراموش شد؟
تهران سال ها فقط پایتخت سیاسی و اقتصادی کشور نبود، در فوتبال ایران نیز یک قطب به معنای واقعی کلمه محسوب میشد.
استانی با جمعیتی گسترده
باشگاههای متعدد، مسابقات فراوان، امکانات ورزشی قابل توجه و مهمتر از همه، سرمایه انسانی کم نظیر در فوتبال و داوری. در سال های نه چندان دور، وقتی از داوری فوتبال ایران صحبت میکردیم، نام تهران بهطور طبیعی در صدر استان های صاحب نام قرار داشت. بسیاری از داوران، کمکداوران، ناظران و مدرسان برجسته فوتبال کشور از همین استان برخاسته بودند. اما امروز باید با صراحت، البته بدون تخریب و متهم کردن اشخاص، یک سؤال جدی مطرح کرد؟
چه اتفاقی برای داوری تهران افتاده است؟
موضوع، صرفاً تعداد داوران لیگ برتری یا تعداد ابلاغ ها نیست. مسئله عمیقتر از این حرفهاست، مسئله، فرسایش تدریجی یک ساختار است. در سال های اخیر، آیا برای آموزش مستمر داوران جوان تهران برنامهای متناسب با ظرفیت این استان طراحی شده است؟ آیا برای داوری تهران یک مسیر توسعه وجود دارد؟
آیا استعدادیابی، آموزش، ارزیابی، پرورش، تجربهاندوزی و رساندن داور جوان به سطح ملی، به صورت یک زنجیره منسجم دنبال شده است؟
و مهمتر از همه: آیا برای آینده داوری تهران سند یا برنامهای مشخص وجود دارد؟
واقعیت این است که بسیاری از نوجوانان و جوانانی که با انگیزه فراوان وارد کلاسهای داوری، حتی از سنین ۱۴ و ۱۵ سالگی، میشوند، اگر در ادامه مسیر با محیطی پویا، آموزشی و انگیزه بخش مواجه نشوند، بهتدریج از داوری فاصله میگیرند. این یعنی ما فقط یک داور را از دست نمیدهیم بلکه بخشی از سرمایه انسانی آینده داوری کشور را از دست میدهیم.
مشکل فقط کمبود داور نیست، مشکل زیرساخت است. داوری حرفهای با برگزاری چند کلاس و آزمون ساخته نمیشود.
داوری نیازمند یک نظام آموزشی مستمر است، از کلاس درجه سه و آموزش پایه گرفته تا کلاسهای ارتقای درجه، آموزش قوانین، تحلیل ویدئویی، آمادگی جسمانی، روانشناسی، داوری، مدیریت مسابقه، آموزش زبان، کارگاههای تخصصی و ارزیابی مستمر. در فوتبال امروز، داور دیگر نمیتواند فقط قانون را بداند او باید تصمیمگیر، تحلیلگر، ورزشکار، مدیر مسابقه و از نظر ذهنی آماده باشد.
بنابراین اگر استان تهران میخواهد دوباره به جایگاه واقعی خود بازگردد، باید از آموزش سنتی و مقطعی عبور کند و به سمت یک آکادمی یا مرکز توسعه داوری حرفهای حرکت نماید.
میزبانی فقط یک مراسم نیست
در روزهای اخیر، استان اصفهان میزبان برنامه دانشافزایی و توجیهی پیشفصل داوران لیگ برتر فوتبال کشور بوده است، موضوعی که حتی از سوی فدراسیون فوتبال نیز اعلام شده است. این میزبانی را نباید صرفاً یک برنامه تشریفاتی تلقی کرد. میزبانی چنین رویدادهایی یعنی حضور مستقیم چهره های فدراسیون، مدرسان، داوران و مدیران ارشد داوری در یک استان. یعنی دیدهشدن ظرفیتهای محلی، یعنی ایجاد ارتباط، یعنی قرار گرفتن امکانات و توانمندیهای استان در معرض ارزیابی مسئولان فوتبال کشور و در نهایت، یعنی برندسازی ورزشی برای استان.
اصفهان نیز به درستی از چنین فرصتهایی استفاده میکند و در کنار آن، فعالیتهای آموزشی و توسعه داوری خود را نیز دنبال میکند، از برگزاری کلاسهای داوری پایه گرفته تا برنامهریزی برای داوران استان.
پس سؤال ما از مسئولان فوتبال تهران نباید این باشد که: چرا اصفهان این برنامه را گرفته است؟ بلکه باید پرسید: چرا تهران برای گرفتن چنین فرصتهایی برنامهریزی نکرده است؟
این دو سؤال تفاوت بسیار زیادی با یکدیگر دارند. میزبانی، ابزار توسعه است، نه هدف نهایی، البته باید منصف بود.
میزبانی یک دوره آموزشی به تنهایی نمیتواند یک استان را صاحب داور کند و صرف میزبانی نیز نباید ملاک ارزیابی کیفیت مدیریت داوری باشد.
اما اگر استانی بتواند به صورت مستمر میزبان دوره های ملی، سمینارها، کلاس های دانش افزایی و رویدادهای تخصصی باشد، طبیعتاً فرصت بیشتری برای معرفی ظرفیتهای انسانی و امکانات خود خواهد داشت.
این فرصت ها باید به یک سیاست توسعهای تبدیل شوند.
در مقابل، اگر استانی حتی برای گرفتن این فرصت ها نیز برنامه نداشته باشد، بهتدریج از چرخه دیده شدن فاصله خواهد گرفت و این همان نقطهای است که باید درباره تهران نگران بود.
تهران نباید منتظر سهمیه باشد
یکی از مسائل مهم در فوتبال امروز، رقابت استان ها برای پرورش و معرفی نیروهای خود است. استانهای مختلف تلاش میکنند داور، کمک داور و ناظر بیشتری به سطوح ملی معرفی کنند. این اتفاق الزاماً با لابی یا روابط به دست نمیآید، بخش مهمی از آن حاصل سرمایهگذاری، برنامهریزی، آموزش، ارتباط سازمانی و معرفی صحیح ظرفیت ها است. اگر تهران تصور کند صرفاً به دلیل سابقه تاریخی و بزرگی خود باید همچنان سهم قابل توجهی از داوری کشور داشته باشد، این تصور دیگر کافی نیست. سابقه، سهمیه دائمی ایجاد نمیکند. امروز هر استانی که بهتر برنامهریزی کند، بهتر آموزش دهد، استعدادهایش را حفظ کند و ظرفیتهایش را به فدراسیون معرفی کند، شانس بیشتری برای حضور در سطوح بالاتر خواهد داشت.
مسئله تهران، فقدان استعداد نیست، شاید مهمترین نکته همین باشد، تهران مشکل کمبود استعداد ندارد، مشکل اصلی، به نظر میرسد تبدیل استعداد به سرمایه پایدار است. تهران هنوز هم جوانانی دارد که میتوانند داوران آینده کشور باشند.
هنوز هم مدرس، ناظر، داور باتجربه و پیشکسوت دارد، هنوز هم باشگاه، زمین، مسابقه و ظرفیت انسانی فراوان دارد. بنابراین اگر خروجی این ظرفیت با انتظارات فاصله دارد، باید قبل از سرزنش داور جوان، به ساختار نگاه کرد. اگر یک استعداد جذب میشود اما چند سال بعد داوری را رها میکند، باید پرسید چه چیزی در مسیر او کم بوده است؟
آموزش؟ انگیزه؟ نظارت؟ مسابقه؟ حمایت؟ عدالت در فرصتها؟ یا چشمانداز آینده؟
تهران نیازمند یک برنامه نجات داوری نیست، نیازمند یک برنامه توسعه است، ادبیات ما نباید صرفاً بحرانمحور باشد، تهران نیازمند ترحم نیست، نیازمند امتیاز ویژه هم نیست، آنچه تهران نیاز دارد، مدیریت علمی و برنامه محور داوری است، برنامهای که حداقل این محورهای مشخص را داشته باشد:
۱ـ استعدادیابی واقعی از سنین پایه
۲ـ حفظ و انگیزه بخشی به داوران جوان
۳ـ آموزش مستمر و تخصصی
۴ـ ایجاد مرکز دائمی آموزش و تحلیل داور
۵ـ استفاده سازمانیافته از پیشکسوتان، مدرسان و ناظران باتجربه
۶ـ برگزاری دوره های ملی و بین استانی در تهران
۷ـ تعامل مستمر و حرفهای با کمیته و دپارتمان داوری فدراسیون
۸ـ طراحی مسیر مشخص برای ارتقای داور از سطح پایه تا سطح ملی
۹ـ ارزیابی عملکرد کمیته داوران بر اساس شاخصهای قابل اندازهگیری
و در نهایت
۱۰ـ داشتن یک نقشه راه چندساله برای بازگرداندن تهران به جایگاه واقعی خود در داوری کشور.
نقد امروز، برای فردای بهتر است،
این یادداشت قرار نیست علیه فرد یا گروه خاصی باشد، اتفاقاً برعکس، هدف، دفاع از جایگاه تهران و دفاع از آینده داوران جوان این استان است.
ممکن است مدیران فعلی هیئت فوتبال استان تهران در حوزههای مختلف، تلاشها و مشکلات خاص خود را داشته باشند. این موضوع قابل انکار نیست. اما مدیریت ورزشی را نمیتوان فقط با میزان هزینهکرد یا تعداد فعالیت ها سنجید.
خروجی مهم است.
چند داور جوان ساختهایم؟ چند داور را حفظ کردهایم؟ چند داور به سطح بین المللی رساندهای؟ چند ناظر تربیت کردهایم؟ چه مقدار از ظرفیت علمی پیشکسوتان و مدرسان تهران استفاده شده است؟ و مهمتر از همه:
آیا داوری تهران امروز نسبت به پنج یا ده سال قبل، از نظر زیرساخت، آموزش و جایگاه ملی، در مسیر صعود قرار دارد یا نزول؟
پاسخ به این پرسشها، از هر تبلیغ و گزارش روابط عمومی مهم تر است. تهران اگر بخواهد ، هنوز میتواند دوباره به قطب داوری ایران تبدیل شود. اما این اتفاق با خاطره گذشته رخ نخواهد داد. با تکیه بر نام تهران نیز اتفاق نخواهد افتاد. با گلایه از فدراسیون هم اتفاق نمیافتد. تهران باید خودش برای بازگشت برنامه داشته باشد. رقابت امروز فوتبال، رقابت استان ها برای تصاحب آینده است، و اگر تهران امروز برای آینده داوری خود تصمیم نگیرد، فردا ممکن است دیگر چیزی برای بازگرداندن باقی نمانده باشد، تهران هنوز ظرفیت قطب داوری ایران شدن را دارد، اما ظرفیت بدون مدیریت، آموزش و برنامه، فقط یک خاطره است.
شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که مسئولان فوتبال استان تهران، پیشکسوتان، مدرسان، ناظران و جامعه داوری یک بار بدون تعارف اما با احترام، دور یک میز بنشینند و یک سؤال ساده را پاسخ دهند: برای بازگرداندن داوری تهران به جایگاه واقعی اش ، دقیقاً چه برنامهای داریم؟ این سؤال، نه سیاسی است، نه شخصی و نه تخریبی. این سؤال، مطالبه طبیعی جامعه داوری تهران است.