جام جهانی که نشد! اما جام ملت ها باید بشود!
میگویند آدم های دنیا بر دو دستهاند! یک دسته آنهایی که فوتبال را عاشقانه دوست دارند و آن را با ولع خاصی تماشا میکنند و دسته دوم آنهایی که فوتبال را دوست ندارند! اما هر چهار سال یکبار به تماشای بازیهای جام جهانی نشسته و از آن لذت میبرند!
جام جهانی بیست و سوم و یا همان جامی که در محاورات روزمره مردم از آن به عنوان جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا، کانادا و مکزیک یاد میشود با قهرمانی اسپانیا به پایان رسید. جامی که با خود شگفتیهای بسیاری را به همراه داشت. جامی که در آن رکورد گلزنی تمامی ادوار جام های جهانی شکسته شد. جامی که ۴۸ تیمی شدن آن، نه تنها کیفیت بازیهایش را پائین نیآورد، بلکه تاثیرات مثبت خودش را نیز بر روی بازیها گذاشت،
جام جهانی ۲۰۲۶ و یا به تعبیر واقعی تری، جام جهانی پولدارها، اگر چه برای خیلی از مجریان برگزاری آن آبی نداشت، اما تا دلتان بخواهد برای جیانی اینفانتینو، تشکیلات فیفا، دوستان مرتبط با فیفا و برخی از سرمربیان تیم های شرکت کننده در آن نان داشت! جامی که همه رکوردهای اقتصادی دنیا، در ادوار مختلف جامهای جهانی را شکست! جامی که در آن تیم ملی فوتبال ایران با کسب سه امتیاز از سه بازی در همان مرحله گروهی، از گردونه رقابت های آن حذف شد! هر چند که بعد از آن حذف ناخواسته، خیلیها خواستند که آن را به عنوان یک دستاورد مهم به مردم قالب کنند! که این اتفاق هرگز نیفتاد. جامی که خیلیها در مقابل موضوع پاداش تعلق گرفته به سرمربی تیم ملی فوتبال ایران سکوت کرده و نخواستند کسی، متوجه واقعیتهای آن شود! در حالی که پس از اطلاع مردم و علاقمندان به فوتبال از ماجرای پاداش ۱۴۰ میلیارد تومانی سرمربی تیم ملی! خیلیها از خودشان پرسیدند که با آن ۱۴۰ میلیارد تومان اهدایی! چه کارهایی که می شد برای فوتبال این کشور انجام داد! فوتبالی که برای نباختن به دیدار حریفانش رفت و اگرچه توانست به خواسته خودش هم برسد، اما این خواسته، خواسته کمی بود و تیم ملی فوتبال ایران نتوانست در جام جهانی ۴۸ تیمی، حتی از مرحله اول بازیهایش هم صعود کند! جامی که به واسطه اهمیت خاصی که داشت نزدیک به ۴۰ روز، تمامی اخبار ورزشی دنیا را تحت الشعاع خود قرار داد! جامی که اگرچه بواسطه برخی از نتایج آن نتوانست به معنای واقعی، علاقمندان به فوتبال را اقناع و راضی کند! اما این را توانست که تا ۴ سال دیگر آنها را در یک انتظار سخت نگه دارد! ۴ سالی که همه منتظر می مانند تا ببینند که در سال ۲۰۳۰ چه کشورهایی به رقابتهای جام جهانی راه پیدا میکنند! غافل از آنکه بدانند، در حاشیه این جامهای جهانی چه اتفاقاتی که نمیافتد! چه حق هایی که ناحق نمی شود! چه پولهای کلانی که رد و بدل نمیشود! پولهایی که با آن در بسیاری از کشورهای جهان می شود بسیاری از کارهای مهم انجام نشده را انجام داد، اما گویا قرار است این پولها، پولدارها را پولدارتر و فوتبال را به لحاظ کمی و کیفی در همان سطح اولیه خود نگه دارد! فوتبالی که همانند فیلمهای سینمایی و تلویزیونی هنرپیشههای نقش اول آن برخی از سرمربیان تیم های ملی شرکت کننده در آن هستند! سرمربیانی که بیشترین سهم از درآمدهای جام جهانی از آن آنهاست! آن هم بدون آنکه توانسته باشند که اتفاقی را در آن فوتبال برای کشورشان رقم زده و یا تغییر خاصی را در آن به وجود آورده باشند! و این همان نقطه سر، خطی است که ما همیشه در فوتبال کشورمان داشتهایم و برای رهایی از آن هم متاسفانه هیچ برنامهای نداریم!
جام جهانی ۲۰۲۶ با تمامی شیرینیها و تلخیهایش به کام قهرمان و تمامی آن ۴۷ تیم دیگر شرکت کننده تمام شد و ما از همین حالا باید به فکر آینده باشیم. آینده فوتبالی که در آن باد کاشته ایم و باید در انتظار آن باشیم که طوفان هم درو کنیم! مگر اینکه تغییر تفکری ایجاد شود و پیشرفت و افتخارآفرینی اولویت اول و آخر این فوتبال قرار بگیرد.
جام ملتهای آسیا، با یک چشم برهم زدن، زمانش برای ما فرا خواهد رسید. جامی که دیگر ما فرصت آزمون و خطا را در آن را نخواهیم داشت! دیگر فرصتی برای شنیدن حرفهای تکراری باقی نخواهد ماند! و دیگر زمانی برای بازگو کردن توجیهات همیشگی نخواهد بود و این موضوع، اهمیت کار را بیشتر و بیشتر به، مسئولان فوتبال و ورزش کشور گوشزد میکند! مسئولانی که باید با یک قاطعیت مورد انتظار بر سر میز مذاکره با سرمربی تیم ملی فوتبال ایران نشسته و از او برای قهرمانی در جام ملت های آسیا ضمانت اجرایی بگیرند! ضمانتی برای رساندن تیم ملی فوتبال ایران به عنوان قهرمانی و چنانچه غیر از این باشد، باز، در فوتبال بر همان پاشنه همیشگی اش خواهد چرخید و …
دیگر شرایط امروز فوتبال، و صاحبان همیشگی آن یعنی مردم اقتضا میکند که مدیران فوتبالی ایران زیاده خواهی خود را به سرمربی تیم ملی دیکته کنند و با او زمانی به توافق و عقد قرارداد و ادامه همکاری برسند که تضمینهای لازم را، آن هم به صورت مکتوب برای قهرمانی در آسیا از سرمربی تیم ملی گرفته باشند! چرا که هر موافقت دیگری، حتی رساندن تیم ملی به فینال مسابقات هم برای فوتبال ایران و هزینههای هنگفتی که تا به امروز در این مسیر متقبل شده است، باخت به حساب می آید. باختی که هیچ کس آن را دوست نداشته و ندارد و این همان انتظاری است که علاقمندان فوتبال ایران از مسئولان تصمیمگیر و تصمیم ساز فوتبال کشور دارند. انتظار به حقی که به اندازه کافی اهالی فوتبال و منابع درآمدی آن برایش تاوان داده اند و ادامه این روند دیگر بهیچوجه قابل پذیرش نخواهد بود و این همان نکته مهمی است که هم احمد دنیا مالی وزیر ورزش و جوانان و هم مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال باید آن را بدانند و به عنوان یک مطالبه مردمی از سرمربی تیم ملی بخواهند.