پایان انحصار قدرتهای سنتی؛ چرا دیگر نامهای بزرگ، تضمینکننده پیروزی نیستند؟
یکی از مهمترین پیامهای جام جهانی ۲۰۲۶، شاید نه در فینال، بلکه در طول مسابقات آشکار شد؛ فوتبال جهان وارد عصر جدیدی شده است؛ عصری که در آن، نامهای بزرگ دیگر تضمینکننده موفقیت نیستند.
سالها فوتبال جهان در اختیار چند قدرت سنتی بود؛ برزیل، آلمان، ایتالیا، آرژانتین، فرانسه و چند کشور دیگر. بسیاری تصور میکردند جام جهانی همیشه میان همین قدرتها دستبهدست خواهد شد، اما روند چند دوره اخیر و بهویژه جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که این انحصار بهتدریج در حال شکستن است.
رسانههای معتبر ورزشی جهان در تحلیلهای خود به این نکته اشاره کردند که فاصله فنی میان تیمهای ملی نسبت به دو دهه قبل بهطور محسوسی کاهش یافته است. دیگر خبری از پیروزیهای سنگین و یکطرفه نیست. تیمهایی که تا چند سال پیش تنها برای کسب تجربه در جام جهانی حضور پیدا میکردند، امروز با اعتمادبهنفس برابر قدرتهای بزرگ بازی میکنند و حتی آنها را حذف میکنند.
این تغییر اتفاقی نیست.
در دهه گذشته، بسیاری از کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای شمالی سرمایهگذاری گستردهای روی فوتبال پایه، آموزش مربیان، علوم ورزشی و لیگهای داخلی انجام دادهاند. نتیجه این سرمایهگذاری، امروز در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان دیده میشود.
جام جهانی ۲۰۲۶ ثابت کرد که پول بهتنهایی قهرمان نمیسازد؛ برنامهریزی قهرمان میسازد.
نمونههای متعددی از تیمهایی دیده شد که با بودجهای بسیار کمتر از قدرتهای سنتی، اما با ساختاری منسجم، عملکردی فراتر از انتظار داشتند. آنها شاید ستارههای مشهور کمتری داشتند، اما تیمی منظم، باانضباط و تاکتیکی بودند.
یکی از نکاتی که تحلیلگران بارها به آن اشاره کردند، جهانیشدن دانش فوتبال است. در گذشته، اطلاعات فنی، روشهای تمرینی و علوم ورزشی بیشتر در اختیار چند کشور محدود بود، اما امروز مربیان، پژوهشگران و متخصصان در سراسر جهان به منابع آموزشی، فناوریهای نوین و تجربههای بینالمللی دسترسی دارند.
به همین دلیل، فاصله دانشی میان کشورها بهشدت کاهش یافته است.
از سوی دیگر، حضور بازیکنان کشورهای مختلف در لیگهای معتبر اروپایی نیز نقش مهمی در این تحول داشته است. بازیکنی که هر هفته در بالاترین سطح فوتبال جهان رقابت میکند، هنگام حضور در تیم ملی نیز همان تجربه، اعتمادبهنفس و کیفیت را به همراه میآورد.
یکی دیگر از عوامل مهم، تغییر نگرش مدیران فوتبال در کشورهای نوظهور است. آنها دیگر به حضور آبرومندانه در جام جهانی قانع نیستند؛ بلکه هدف شان رقابت برای صعود، حضور در مراحل حذفی و حتی کسب عنوان قهرمانی است. این تغییر ذهنیت، تأثیر مستقیمی بر برنامهریزی و سرمایهگذاری آنها گذاشته است.
برای فوتبال ایران، این موضوع یک پیام امیدوارکننده دارد.
ایران نیز میتواند در جمع قدرتهای تأثیرگذار فوتبال جهان قرار گیرد؛ اما نه با تکیه بر استعداد ذاتی یا موفقیتهای مقطعی، بلکه با ایجاد یک نظام پایدار برای توسعه فوتبال.
سالهاست که کارشناسان از استعداد فوقالعاده جوانان ایرانی سخن میگویند. این استعدادها سرمایهای ارزشمند هستند، اما سرمایه زمانی به ثروت تبدیل میشود که مدیریت، آموزش و برنامهریزی صحیح بر آن حاکم باشد.
جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که کشورهای موفق، مسیر توسعه را از فوتبال پایه آغاز کردهاند. آنها شبکهای گسترده از مدارس فوتبال، آکادمیها، استعدادیابی علمی و آموزش مستمر مربیان ایجاد کردهاند. نتیجه این سرمایهگذاری، هر چهار سال یکبار در جام جهانی نمایان میشود.
درس مهم دیگر، توجه به فرهنگ تیمی بود. بسیاری از تیمهای موفق، بیش از آنکه متکی به یک فوقستاره باشند، بر کار گروهی، انضباط تاکتیکی و همدلی تکیه داشتند. فوتبال مدرن، بیش از هر زمان دیگری، ورزش تیمهاست؛ نه ورزش افراد.
از نگاه نگارنده، فوتبال ایران باید از این تحول جهانی یک نتیجه مهم بگیرد؛ دوران انتظار برای ظهور یک ستاره نجاتبخش به پایان رسیده است. آینده فوتبال متعلق به کشورهایی است که بتوانند هر سال، نه یک ستاره، بلکه یک نسل جدید از بازیکنان آماده، آموزشدیده و حرفهای را وارد چرخه فوتبال کنند.
جام جهانی ۲۰۲۶ ثابت کرد که موفقیت، دیگر در انحصار هیچ کشوری نیست. هر ملتی که برنامهای علمی، مدیریتی و بلندمدت داشته باشد، میتواند در کنار قدرتهای سنتی قرار گیرد.
این شاید امیدوارکنندهترین پیام این جام برای فوتبال ایران باشد. اگر دیگران توانستهاند فاصله خود را با بزرگان فوتبال کاهش دهند، ایران نیز میتواند؛ به شرط آنکه از تصمیمهای کوتاهمدت فاصله بگیرد و توسعه فوتبال را بهعنوان یک پروژه ملی و بلندمدت ببیند.
امروز، مرز میان کشورهای بزرگ و کوچک فوتبال، نه استعداد است و نه جمعیت؛ مرز واقعی، کیفیت مدیریت و استمرار برنامههاست.
جام جهانی ۲۰۲۶ به پایان رسید، اما یک حقیقت را برای همیشه تغییر داد: دوران انحصار قدرتهای سنتی فوتبال رو به پایان است و آینده، متعلق به کشورهایی است که زودتر از دیگران برای آن برنامهریزی کنند.
ادامه دارد…