جام جهانی ۲۰۲۶؛ پلتفرمی برای اثبات هویت
جام جهانی ۲۰۲۶ که قرار است در پهنه آمریکای شمالی (ایالات متحده، کانادا و مکزیک) برگزار شود، برای فوتبال ایران صرفاً یک رویداد ورزشی نیست؛ بلکه یک «سرفصل راهبردی» در تاریخ معاصر ماست. حضور یا عدم حضور یوزهای ایرانی در این کارزار ۴۸ تیمی، فراتر از مستطیل سبز، در تالارهای دیپلماسی و لایههای عمیق اجتماع معنا پیدا میکند. در ادامه از سه منظر حیاتی به اهمیت این حضور میپردازم:
۱. دیپلماسی ورزشی و قدرت نرم در قلب آمریکای شمالی
برگزاری مسابقات در خاک آمریکا و کانادا، حساسیت این دوره را مضاعف کرده است. حضور تیم ملی ایران در این منطقه، قدرتمندترین ابزار «دیپلماسی عمومی» ماست. در شرایطی که رسانههای غربی همواره در پی ارائه تصویری مخدوش از ایران هستند، برافراشته شدن پرچم مقدس جمهوری اسلامی و طنین سرود ملی در ورزشگاههای مدرن لسآنجلس، سیاتل و … پیامی صریح از «حیات، اقتدار و صلحطلبی» ملتی است که تحت سختترین فشارها، هرگز از پا نیفتاده است. عدم حضور ما در این میدان، به معنای واگذاری زمین بازی به رقبایی است که آرزوی انزوای نام ایران را دارند.
۲. انسجام ملی؛ مرهمی بر زخمهای دوران گذار
تاریخ ثابت کرده است که هیچ پدیدهای به اندازه فوتبال، قدرت وفاقبخشی به تودههای مردم را ندارد. پس از تلاطمهای اخیر و حوادثی که کشور عزیزمان پشت سر گذاشته است، تیم ملی میتواند به عنوان «نماد وحدت ملی» عمل کند. صعود به جام جهانی ۲۰۲۶، تزریق امید به رگهای جامعهای است که به بهانهای برای شادی مشترک نیاز دارد. پیروزی در میدان فوتبال، پیروزیِ غرور ملی است و غیبت در این محفل جهانی، میتواند سرخوردگی اجتماعی و گسست نسل جوان از هویت ملی را تشدید کند. ما حق نداریم این پنجره امید را به روی جوانانمان ببندیم.
۳. تحول فنی و جایگاه اقتصادی در فوتبال نوین
جام جهانی ۲۰۲۶ اولین دوره با فرمت ۴۸ تیمی است. این یعنی سفرهای پهنتر برای بازاریابی ورزشی، ترانسفر بازیکنان و ارزآوری.
حضور ما: یعنی ویترینی برای استعدادهای داخلی، جذب حامیان مالی بینالمللی و تثبیت جایگاه ایران به عنوان قدرت اول آسیا.
عدم حضور ما:
یعنی سقوط در رنکینگ فیفا، عقب ماندن از کشورهای حاشیه خلیجفارس که با سرعت خیرهکننده در حال سرمایهگذاری هستند و در نهایت، هدررفت یک نسل طلایی از فوتبالیستهای ما که در اوج پختگی هستند.
سخن پایانی:
فرصتی که نباید سوخت
باید واقعبین بود؛ مسیر صعود به جام جهانی ۲۰۲۶ به دلیل تغییرات ساختاری فیفا هموارتر به نظر میرسد، اما همین سهولت ظاهری، دامی برای غفلت است. مدیریت ورزش کشور و کادر فنی تیم ملی باید بدانند که ما برای «صرفاً حضور» نمیرویم؛ ما برای «اثبات بودن» و «ارائه تصویر واقعی ایران» به میدان میرویم.
جام جهانی ۲۰۲۶ برای ما یک «عملیات رسانهای-ورزشی» است. هرگونه کوتاهی در تدارکات، بازیهای تدارکاتی و ثبات مدیریتی، خیانت به فرصتی است که تاریخ در اختیار ما گذاشته تا در خاک قارهای که کانون چالشهای سیاسی ماست، اقتدار فرهنگی و ورزشی خود را به رخ جهانیان بکشیم.
امروز،
صعود به جام جهانی، یک وظیفه ملی است، نه یک انتخاب ورزشی.
–