صندوق حمایت از قهرمانان کجای این حمایت قرار دارد؟
چرا پیشکسوتان ورزش، پس از سالها افتخارآفرینی، باید در دوران کهولت سن و بیماری دست نیاز به سوی مردم دراز کنند؟ این پرسشی است که وجدان هر انسان منصفی را به تأمل وامیدارد.
مگر فلسفه وجودی صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان ورزش، حمایت از همین عزیزان نیست؟ پس این ساختار عریض و طویل، بودجههای اختصاصیافته، ساختمانها، امکانات و تشکیلات اداری برای چیست؟ نمونهای که مایه تأسف و تأثر بسیاری شد، وضعیت سید ابراهیم تهامی بود؛ پیشکسوتی که نامش سالها با ورزش این سرزمین گره خورده است. وقتی برای تأمین هزینههای زندگی یا درمان یک پیشکسوت، مردم به میدان میآیند، این اقدام مردم اگرچه ارزشمند و انسانی است، اما در عین حال این سؤال را نیز مطرح می شود که نقش صندوق حمایت از پیشکسوتان در چنین شرایطی چیست؟ متاسفانه در جامعه رسانه ای نیز چنین شرایطی در حال حاضر وجود دارد اما گویا قرار نیست به آن توجهی شود. امروز چه کسی است که خدمات بیشمار جمشید حمیدی را به ورزش این کشور علی الخصوص والیبال نداند. اما آیا شرایط امروز جمشید حمیدی حق اوست و … در چنین شرایطی است که جامعه ورزش انتظار دارد مسئولان این صندوق بهصورت شفاف توضیح دهند که بودجهها چگونه هزینه میشود؟اولویتهای حمایتی چیست؟ و چه برنامهای برای رسیدگی به پیشکسوتانی دارند که عمر و جوانی خود را صرف سربلندی ورزش ایران کردهاند. احترام به پیشکسوتان نباید تنها به برگزاری مراسم و گرفتن عکسهای یادگاری محدود شود؛ آنان در عمل، به حمایت، امنیت خاطر و حفظ کرامت انسانی نیاز دارند.