با خود و فوتبالمان چند چندیم؟
با پایان کار تیم ملی فوتبال کشورمان در مسابقات جام جهانی ۲۰۲۶ باید اعتراف کنم؛ آنچه برای من از حذف تیم ملی عذاب آورتر است شنیدن، دیدن و خواندن تفاسیری است که نه از نظر محتوا، چیزی به مخاطب اضافه میکند و نه بهرهای میرساند.
تا وقتی درگیر عقده ها و تسویه حسابهای شخصی هستیم و به جای پرداختن به ریشههای مسموم به شاخ و برگها چسبیده ایم! امیدی به اصلاح و بهبود وضع موجود این فوتبال نمیرود. چه بسا که همین صعود و نمایش هم از سر این فوتبال بلاتکلیف و بی صاحب زیاد است.
هنوز بعد از هشت سال دست از سر کیروش برنداشته ایم! گویا قبل از کیروش در این ۵۰ سال قهرمان آسیا و یک پای ثابت صعود به مراحل حذفی جام جهانی بوده ایم یا قبلا فوتبال زیبای لیگ برتر ما چشم دنیا را تیره ساخته و کیروش آن را خراب کرده است.
کسی نیست بگوید: پدر آمرزیده، گیریم کیروش خائن و خانه خراب کن بود در این مدت چه کردید؟ بگذریم. در این جام سرمربی تیم ملی را به باد انتقاد نمیگیرم، همانطور که پیش از قلعه نویی هم بابت عملکرد دیگر سرمربیان تیم ملی، از جام جهانی ۱۹۹۸ تا امروز هم انتقاد نکرده ام. نه اینکه از دید من هیچ جای اشکال و انتقادی نبوده، خیر. بلکه چون معتقد به این اصل هستم که: هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت!
ما جز یک عالمه ادعا، شعار و طلبهای نامربوط و غیر واقع برای فوتبالمان چه کرده ایم که امروز بودن در جمع بهترینهای جام جهانی را حق خود می دانیم؟
خوب است به جای محاکمه سرمربی و بازکردن دادگاههای فرمایشی رسانهای از هم اکنون به فکر فردای فوتبال مان باشیم و ببینیم در این وانفسا با خود و فوتبال مان چند، چند هستیم؟