فوتبال قربانی استانداردهای دوگانه
فوتبال، در عالیترین تعریف خود، زبان مشترک ملتهاست؛ زبانی که مرزها را درمینوردد، اختلافات را به حاشیه میراند و انسانها را زیر پرچم رقابت جوانمردانه گرد هم میآورد.
جام جهانی نیز تجلی همین آرمان است؛ بزرگترین جشنواره ورزشی جهان که قرار است در آن، ملتها نه با قدرت سیاسی و اقتصادی، بلکه با توان فنی، شایستگی ورزشی و اراده فوتبالی خود سنجیده شوند. از همین رو، استقلال فوتبال از سیاست نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه ستون اصلی مشروعیت نهادی چون فیفاست. اما هرگاه نشانههایی از تبعیض، محدودیت یا برخوردهای متاثر از ملاحظات سیاسی پیرامون یک تیم ملی پدیدار میشود، این پرسش بنیادین دوباره سر برمیآورد که آیا فوتبال جهان همچنان بر همان اصولی استوار است که فیفا سالها مدعی پاسداری از آن بوده است؟ در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، آنچه پیرامون حضور تیم ملی ایران مطرح شده است، فارغ از جزئیات و روایتهای مختلف، یک دغدغه مهم را در ذهن افکار عمومی شکل داده است: آیا همه تیمهای حاضر در این رقابتها از شرایطی برابر، محترمانه و عاری از ملاحظات سیاسی برخوردار خواهند بود؟
این پرسش، صرفاً دغدغه هواداران فوتبال ایران نیست؛ بلکه مسئلهای است که مستقیماً با اعتبار ساختار حکمرانی فوتبال جهان گره خورده است. فیفا سالها با استناد به اصل عدم دخالت سیاست در ورزش، فدراسیونها را تحت فشار قرار داده، هشدار داده و حتی تعلیق کرده است. چنین رویکردی زمانی واجد اعتبار اخلاقی و حقوقی خواهد بود که همین حساسیت در قبال تمامی اشکال دخالت سیاسی، بدون استثنا و بدون ملاحظات دوگانه اعمال شود.
جام جهانی متعلق به همه اعضای خانواده فوتبال است. هیچ تیم ملی نباید احساس کند که به دلیل اختلافات سیاسی دولتها، در جایگاهی متفاوت از رقبای خود قرار گرفته است. از لحظه صدور روادید تا شرایط استقرار، تردد، دسترسی به امکانات و تعاملات رسمی، همه چیز باید بر پایه اصل برابری و احترام متقابل تعریف شود. اگر کوچکترین شائبهای از تبعیض شکل بگیرد، نخستین بازنده آن نه یک تیم ملی، بلکه اعتبار نهادی است که خود را متولی فوتبال جهان میداند. در چنین شرایطی، مسئولیت فیفا فراتر از نقش یک برگزارکننده مسابقات است. این نهاد موظف است تضمین کند که کشور میزبان، صرفنظر از روابط سیاسی و دیپلماتیک خود با سایر کشورها، تمامی تعهدات ناشی از میزبانی را به شکلی کامل، شفاف و برابر اجرا کند. میزبانی جام جهانی یک امتیاز صرف نیست؛ تعهدی سنگین در قبال اصول جهانشمول ورزش است.
نکتهای که نباید از نظر دور داشت، تأثیرات فراتر از زمین مسابقه چنین رخدادهایی است. هرگونه محدودیت یا برخورد غیرمتعارف، تنها متوجه مدیران و مسئولان یک فدراسیون نیست؛ بلکه میلیونها هوادار که فوتبال را عرصه همبستگی ملتها میدانند، ناامید میکند. فوتبال زمانی بزرگ میشود که بتواند بر شکافهای سیاسی غلبه کند، نه آنکه خود به بستری برای بازتاب آن شکافها تبدیل شود.
در این میان، بحث تحریم جام جهانی از سوی تیم ملی ایران نیز در میان بخشی از افکار عمومی مطرح شده است؛ دیدگاهی که ریشه در احساس جریحهدار شدن شأن و منزلت ملی دارد. طرفداران این نگاه معتقدند هنگامی که احترام متقابل و حقوق برابر زیر سؤال میرود، عدم حضور میتواند پیامی اعتراضی و تاریخی در دفاع از کرامت یک ملت باشد. با این حال، در برابر این استدلال، دیدگاهی دیگر نیز وجود دارد که حضور مقتدرانه را مؤثرترین پاسخ میداند. از این منظر، جام جهانی متعلق به بازیکنانی است که سالها برای رسیدن به آن تلاش کردهاند و متعلق به میلیونها هواداری است که رؤیای درخشش کشورشان را در بزرگترین صحنه فوتبال جهان دنبال میکنند. بر اساس این نگاه، بهترین پاسخ به هرگونه بیمهری احتمالی، حضور قدرتمند و رقابت در بالاترین سطح است؛ حضوری که اجازه ندهد سیاست، فرصت نمایش تواناییهای یک ملت را مصادره کند. اما فارغ از اینکه کدام دیدگاه به واقعیت نزدیکتر است، اصل مسئله تغییری نمیکند: فوتبال نباید گروگان سیاست باشد.
امروز فیفا در برابر یکی از مهمترین آزمونهای اعتبار خود ایستاده است. آزمونی که نتیجه آن تنها به سرنوشت یک تیم ملی محدود نخواهد شد. جهان فوتبال با دقت نظاره میکند که آیا اصولی چون برابری، بیطرفی و استقلال ورزش، همچنان ارزشهایی زنده و قابل دفاع هستند یا صرفاً مفاهیمیاند که در بیانیهها و اساسنامهها باقی ماندهاند.
جام جهانی قرار است آوردگاه استعدادها باشد، نه میدان منازعات سیاسی. اگر فوتبال قرار است همچنان محبوبترین ورزش جهان باقی بماند، باید بتواند از این مرز ظریف اما حیاتی پاسداری کند. اعتبار فیفا نه در تعداد اعضایش، نه در درآمدهای میلیاردیاش و نه در شکوه مسابقاتش، بلکه در میزان وفاداریاش به همین اصل سنجیده خواهد شد؛ اصلی که میگوید در فوتبال، همه ملتها باید برابر باشند و اگر روزی این برابری مخدوش شود
آنچه آسیب میبیند تنها یک تیم ملی نیست؛ بلکه روح فوتبال است.